( 1 ) محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * من و مردى از مسجد جامع آمديم و پيش ابو زيد انصارى رفتيم كه پاى او در جنگ احد و همراهى رسول خدا سخت آسيب ديده بود ، چون هنگام نماز فرا رسيد نشسته اذان و اقامه گفت و سپس به مردى فرمان داد كه جلو برو و بر ما پيشنمازى كن . « 1 »
عمرو بن اخطب انصارى
كنيهاش ابو زيد و پدر بزرگ عزرة بن ثابت است .
گويد عبد الصمد بن عبد الوارث ، از گفتهء شعبه ، از تميم بن حويص ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم ابو زيد مىگفت * همراه رسول خدا ( ص ) سيزده بار در جنگ شركت كردم . شعبه مىگفت كه ابو زيد پدر بزرگ عزرة بوده است .
گويد حجاج بن نصير ، از قرّة بن خالد ، از انس بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو زيد بن اخطب براى من نقل كرد كه پيامبر ( ص ) به من فرمود : خدايت زيبا بدارد .
انس در پى سخن خود مىافزوده است كه عمرو بن اخطب مردى بسيار زيبا و موهاى سياه و سپيدش در زيبايى چشمگير بود .
گويد : از يكى از بصرىها شنيدم كه مىگفت عمرو بن اخطب پدر بزرگ عزرة بن ثابت بن عمرو بوده است و انس بن سيرين و حسن بن محمد عبدى و ابو نهيك و يزيد رشك و علباء بن احمر از او روايت كردهاند و او را مسجدى بوده كه هماكنون هم در بصره منسوب به اوست .
حكم بن عمرو بن مجدع بن حذيم
ابن حارث بن نعيلة بن مليك بن ضمرة بن بكر بن عبد منات بن كنانة . نعيلة برادر غفار است .
حكم بن عمرو تا هنگام رحلت حضرت ختمى مرتبت از ياران ايشان بوده و سپس به بصره كوچ كرده است و در آن شهر منزل ساخته است . زياد بن ابى سفيان حكم بن عمرو را به
هامش
( 1 ) ظاهرا اين روايت مربوط به پدر بشير است و بايد چند سطر بالاتر مىآمد ، شايد هم اشتباه چاپى است .