( 1 )
ربيعة بن كلثوم بن حبر
پير مردى بوده كه حديثهايى داشته است .
اشعث بن عبد الملك حمرانى
كنيهاش ابو هانى بوده است .
محمد بن عبد الله انصارى از گفتهء ابو حره ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى هر گاه اشعث را مىديد مىگفت اى ابو هانى بيا و آنچه دارى بياور .
محمد بن عبد الله انصارى از گفتهء شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * يونس مسائل فقهى خود را از حسن بصرى گرفته است نه بدانگونه كه گفته مىشود كه از اشعث فرا گرفته است ، البته فراوانى دانش اشعث بدين سبب است كه خواهرش همسر حفص بن سليمان آزاد كرده و وابستهء بنى منقر بوده است و اشعث به كتابهاى حفص كه از همگان به گفتههاى حسن بصرى داناتر بوده و دسترسى داشته و به آنها مىنگريسته است .
محمد بن عبد الله انصارى از گفتهء اشعث ما را خبر داد كه مىگفته است * در جايى كه جمع مىشديم نشسته بوديم معمولا بتّى و سوّار و داود و عوف و من و گروهى ديگر حاضر بوديم ، ميان عوف و داود بگو و مگويى دربارهء قدر درگرفت ، عوف معتقد به قدر بود آن دو برجستند و با يك ديگر گلاويز شدند ، اشعث مىگويد من برخاستم داود را گرفتم ، سوار هم برخاست عوف را گرفت و آن دو را از يك ديگر جدا كرديم .
اشعث به سال يكصد و چهل و شش و پيش از عوف درگذشته است .
مبارك بن فضالة
بن ابى اميه او به طريق نوشتن پيمان آزادى وابسته عمر بن خطاب بود ، مبارك به سال يكصد و شصت و پنج به روزگار حكومت مهدى عباسى درگذشت ، او به نسبت ضعيف بوده است با اين حال عفان بن مسلم او را بلند مرتبه و موثق مىدانسته و از او حديث نقل كرده است .