( 1 ) گويد به كار بن محمد ما را خبر داد و گفت سوار بن عبد الله را ديدم كه چون مىخواست حكم صادر كند سرش را بلند مىكرد و به آسمان مىنگريست و ديدگانش به اشك مىنشست و سپس حكم مىكرد .
ابو مروان غنوى
نامش ابراهيم و پسر علاء و محدثى مورد اعتماد بوده است .
سعيد بن اياس جريرى
كنيهاش ابو مسعود و محدثى مورد اعتماد بوده است جز اينكه در آخر عمر مطالب را درهم مىآميخته است .
يحيى بن سعيد قطّان از گفتهء كهمس نقل مىكرد كه مىگفته است * به هنگام طاعون مطالب نادرست و در هم آميخته از جريرى مىشنيديم .
يزيد بن هارون ما را خبر داد و مىگفت * به سال يكصد و چهل و دو كه نخستين سال ورود من به بصره بود از جريرى حديث شنيدم و چيز نادرستى از او نشنيدم و همان هنگام به ما گفته بودند كه او مطالب را به يك ديگر مىآميزد و پس از ما اسحاق ازرق از او حديث شنيده است .
يزيد مىگويد من از شعبه به سال يكصد و چهل حديث شنيدم و پس از آن هم از او مىشنيدم ، گفتهاند جريرى به سال يكصد و چهل و چهار در گذشته است .
عبد الله بن عون بن ارطبان
كنيهاش ابو عون و آزاد كرده و وابسته عبد الله بن درّة بن سرّاق مزنى و بزرگتر از سليمان تميمى و از هواداران عثمان بوده است ، او محدثى مورد اعتماد و پرهيزگار و پر حديث بوده است .
بكّار بن محمد ما را خبر داد و گفت از عبد الله بن عون شنيدم مىگفت انس بن مالك