( 1 ) بود و كوكهاى آن ديده نمىشد ديدم .
گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ما را خبر داد كه مىگفته است كسى كه خود ديده بود مرا خبر داد كه * اندازه پيراهن حسن بصرى تا جاى بستن بندهاى كفش بود .
گويد احمد بن عبد اللّه بن يونس ، از عيسى بن عبد الرحمان ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم عمامه سياهى بر سر داشت كه دنبالهء آن را از پشت سرش آويخته بود و پيراهنى گشاد و بردى كوتاه بر تن داشت كه آن را به صورت ردا پوشيده بود .
مسلم بن ابراهيم ، از حريث بن سائب ، از گفتهء خود حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * به روزگار خلافت عثمان بن عفان به خانههاى همسران حضرت ختمى مرتبت مىرفتم و دستم به سقف خانهها مىرسيد .
گويد وهب بن جرير بن حازم ، از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است ، از حميد بن هلال شنيدم كه مىگفت ابو قتاده به ما گفت * بر شما باد به پيوستن و بهرهبردن از اين شيخ ، يعنى حسن بن ابى حسن بصرى ، و به خدا سوگند كه من هيچ مردى را از لحاظ انديشه شبيهتر از اين مرد به عمر بن خطاب نديدهام .
گويد موسى بن ابراهيم ، از مهدى بن ميمون ، از محمد بن عبد اللّه بن ابى يعقوب ما را خبر داد كه مىگفته است از مورق شنيدم مىگفت ابو قتاده عدوى به من گفت * به اين شيخ - حسن بصرى - پيوسته باش و از او فراگير كه به خدا سوگند من كسى را از لحاظ انديشه به عمر بن خطاب شبيهتر از او نديدهام .
گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * عروة بن زبير و يحيى بن جعده و قاسم را ديدم هيچيك از ايشان را مانند حسن نديدم .
اگر حسن بصرى در بزرگى و مردى خود به حضور ياران رسول خدا ( ص ) مىرسيد آنان نيازمند به انديشه او مىبودند .
گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ، از عقبة بن ابو ثبيت راسبى ما را خبر داد كه مىگفته است * بلال پسر ابو برده پيش من آمد ، سخن از حسن بصرى به ميان آمد ، بلال گفت : از پدرم ابو بردة شنيدم مىگفت هرگز مردى را كه افتخار مصاحبت با پيامبر ( ص ) نداشته است از اين شيخ يعنى حسن بصرى شبيهتر به اصحاب آن حضرت نديدهام .
گويد عمرو بن عاصم ، از سلام بن مسكين ما را خبر داد كه مىگفته است مردى از قول عبد اللّه بن عامر شعبى براى من نقل كرد كه مىگفته است * هنگامى كه ابن هبيره به
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٦٦