تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
( 1 ) و سپس خداوند نيت هم به من ارزانى فرمود . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو شهاب ، از حسن بن عمرو ، از خود حبيب بن ابى ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * من بر روى زمين هيچ نبشته‌يى ندارم مگر يك حديث كه آن هم در صندوق من است . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ما را خبر داد كه مىگفته است * از عمر من هفتاد و سه سال گذشته است . گويد ابو بكر بن عياش مىگفته است * در كوفه سه مرد بودند كه شخص چهارمى براى آنان نبود ، آنان حبيب بن ابى ثابت و حكم بن عتيبة و حماد بن ابى سليمان بودند و همين سه تن فتوى دهندگان مشهور بودند و هيچ كس در كوفه نبود مگر اينكه براى حبيب فروتنى مىكرد . گويد فضل بن دكين و محمد بن عمر واقدى هر دو گفتند * حبيب بن ابى ثابت به سال يكصد و نوزده درگذشته است . گويد براى من از حفص بن غياث روايت شده كه گفته است * حبيب بن ابى ثابت را ديدم كه مردى بلند بالا و يك چشم بود .

عاصم بن ابى النجود اسدى

او همان عاصم بن بهدله و وابستهء خاندان جذيمة بن مالك بن نصر بن قعين بن اسد است . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء ابو الاحوص ما را خبر داد كه مىگفته است * كنيهء عاصم بن ابى النجود ابو بكر بوده است . گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء حماد بن سلمة ما را خبر داد كه مىگفته است عاصم به ما گفت * هيچ‌گاه از هيچ سفرى برنگشتم كه چون پيش ابو وائل بروم دست مرا نبوسد . گويد موسى بن اسماعيل ، از گفتهء ابان بن يزيد عطار ، از عاصم ، از ابو وائل ما را خبر داد كه مىگفته است * مكرر به روستا مىرفته است و چون از روستا برمىگشته و عاصم را مىديده است دست او را مىگرفته و مىبوسيده است . گفته‌اند عاصم محدثى مورد اعتماد بوده است جز اينكه در حديث خود فراوان اشتباه مىكرده است .