( 1 ) افتخار مصاحبت - با حضرت ختمى مرتبت - داشته است . عمرو بن عتبه از عبد الله بن مسعود روايت كرده است ، او از سختكوشان در عبادت بوده است .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت از يكى از ياران خود شنيدم كه مىگفت * عتبة بن فرقد به يكى از خويشاوندان خود گفت : چرا عمرو اين چنين نزار و زرد روى شده است ؟ براى عتبه فرشى در جايى گستردند كه بتواند از دور عمرو را ببيند . گويد :
عمرو آمد و به نماز ايستاد و پس از حمد به قرائت قرآن پرداخت و چون به اين آيه رسيد كه حق تعالى مىفرمايد « آنان را از روز رستخيز بترسان ، آن گاه كه دلها به گلو مىرسد و فروبرندگان خشماند » [ 1 ] چندان گريست كه نفس او بند آمد و بر زمين نشست ، باز برخاست و همان آيه را خواند و چندان گريست كه همچنان شد و نشست و تا سپيدهدم همينگونه رفتار كرد . گويد ، عتبه گفت : پسركم همين رفتار است كه چنان زار و نزارت كرده است .
محمد بن سعد مىگويد ، در حديث ديگرى آمده است كه * عمرو بن عتبه و معضد بن يزيد عجلى پشت كوفه مسجدى ساختند . عبد الله بن مسعود پيش آنان رفت و گفت :
آمدهام كه مسجد تباهى را ويران كنم . [ 2 ]
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از ابراهيم بن مهاجر ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * عمرو بن عتبه شهيد شد و علقمه بر او نماز گزارد . او محدثى ثقه و كم حديث بوده است .
قيس بن عبد همدانى
او عموى عامر بن شراحيل شعبى است و از عبد الله بن مسعود روايت كرده است .
هامش
[ 1 ] . آيه هيجدهم از سوره 40 - غافر ، مؤمن .
[ 2 ] . ابن اثير هم در النهايه اين حديث را آورده و معنى كرده است . معلوم مىشود از نظر عبد الله بن مسعود اين كار آنان مايه تباهى بوده است .