تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
( 1 )

عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج

كنيه‌اش ابو الوليد است . نياى او جريج بردهء ام حبيب دختر جبير بوده است . ام حبيب همسر عبد العزيز بن عبد الله بن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميّة بوده و بدين سبب جريج از وابستگان او شمرده شده است . عبد الملك بن عبد العزيز به سال هشتاد هجرى كه به سال سيل جحاف معروف است متولد شده است و آن سيل در مكه بوده است . [ 1 ] گويد محمد بن عبد الله انصارى ما را خبر داد و گفت * ابن جريج در دورهء حكومت سفيان بن معاويه و يك سال پيش از قيام ابراهيم بن عبد الله به بصره آمد . [ 2 ] گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت * از ابن جريج در بارهء اهميت خواندن حديث بر كسى كه حديث مىكند پرسيدم . گفت : كسى مثل تو از چنين موضوع ساده مىپرسد ، آرى مردم در بارهء اينكه كتاب و صحيفه را در دست گيرند و بگويند به آنچه در آن است حديث مىكنم و آن را پيش محدث نخوانده باشند اختلاف نظر دارند و هر گاه آن را بخواند يكسان است . گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة به من گفت كه * ابن جريج مرا گفت كه بخشى از احاديث مربوط به اخلاق و سنتها را براى من بنويس . من براى او هزار حديث نوشتم و پيش او فرستادم نه او آنها را پيش من خواند و نه من آنها را بر او خواندم . واقدى مىگفت پس از آن مكرر و در حديثهاى بسيارى از ابن جريج مىشنيدم كه مىگفت ابو بكر بن ابى سبرة مرا حديث كرده است . گويد محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الرحمان بن ابى الزناد ما را خبر داد كه مىگفته است * خود حاضر بودم كه ابن جريج پيش هشام بن عروه آمد و گفت : اى ابا منذر ! آيا صحيفه‌يى كه به فلانى داده‌اى حديث و گفتهء خودت مىباشد ؟ هشام گفت : آرى . محمد بن عمر واقدى مىگويد : پس از آن در مواردى فزون از شمار از ابن جريج مىشنيدم كه
هامش
[ 1 ] . اين محدث در بيشتر متون به « ابن جريج » معروف است . [ 2 ] . قيام و خروج ابراهيم به سال يكصد و چهل و پنج هجرى بوده است .