( 1 )
مسلم
گويد معاذ بن هانى بهرانى بصرى ما را خبر داد و گفت عبد الله بن حارث بن ابزى مكى ، از گفته مادرش رائطة كه دختر مسلم بوده است ، از گفتهء پدرش مسلم براى ما نقل كرد كه مىگفته است * همراه حضرت ختمى مرتبت در جنگ حنين شركت كردم . فرمودند : نامت چيست ؟ گفتم غراب فرمودند : نام تو مسلم است .
عبد الرحمان بن ابزى
بردهء آزاد كرده و وابستهء خزاعه است .
گويد ضحاك بن مخلد ، از شعبة ، از حسن بن عمران ، از عبد الله بن عبد الرحمان بن ابزى ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه رسول خدا نماز گزارده است و آن حضرت هنگامى كه به سجده مىرفتهاند - سر از سجده برمىداشتهاند - تكبير نمىگفتهاند .
گويد محمد بن عمر واقدى مىگفت * عبد الرحمان بن ابزى مدتى والى مكه بوده است . يعنى هنگامى كه نافع بن عبد الحارث براى ديدار با عمر از مكه بيرون رفته است او را بر آن شهر گماشته است .