تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
( 1 )

كلدة بن حنبل

برادر مادرى صفوان بن اميه است . گويد ضحاك بن مخلد و روح بن عبادة از ابن جريج ما را خبر دادند كه مىگفته است عمرو بن ابى سفيان از قول عمرو بن عبد الله بن صفوان او را از گفته كلدة بن حنبل خبر داده كه مىگفته است * به روز فتح مكه صفوان بن اميه مرا با مقدارى شير [ 1 ] و خيار نوبر و چند بزغاله به حضور پيامبر ( ص ) كه در منطقهء بالاى مكه بود فرستاد . من بدون آنكه اجازه بگيرم و سلام بدهم وارد شدم . پيامبر ( ص ) فرمود بيرون برو و بگو السلام عليكم آيا داخل شوم . و اين موضوع پس از اسلام آوردن صفوان بود . گويد عمرو هم از امية بن صفوان ، از گفتهء كلده اين موضوع را براى من نقل كرد و اميه نگفت كه خودش اين موضوع را از كلده شنيده باشد :

بسر بن سفيان

ابن عمرو بن عويمر بن صرمة بن عبد الله از قبيله خزاعه است و او همان كسى است كه پيامبر ( ص ) براى او نامه نوشت و او را به اسلام آوردن دعوت فرمود .

كرز بن علقمة

ابن هلال بن جريبة بن عبد نهم بن حليل بن حبشية بن سلول از قبيله خزاعه است . او همان كسى است كه به هنگام هجرت حضرت ختمى مرتبت به همراه ابو بكر ، نشان پاى رسول خدا را تعقيب كرد و چون كنار غار رسيد گفت : آن دو در اين غارند و نشانه پا همين جا قطع شده است . و هموست كه چون به كف پاى رسول خدا نگريست گفت : اين كف پا از همان كف پايى است كه نقش آن در مقام است . يعنى نشان قدم ابراهيم كه درودها و سلام خدا بر او باد .
هامش
[ 1 ] . در متن كتاب كلمه « لبا » است كه به معنى فله و نخستين شيرى كه پس از زاييدن از پستان بيرون مىآيد مىباشد چون فله و آغوز كمى نامأنوس بود با تسامح به شير ترجمه شد . - م .