تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
( 1 )

عبد الله بن سائب

ابن ابى سائب بن عابد بن عبد الله بن عمر بن مخزوم . كنيه‌اش ابو عبد الرحمان و مادرش رملة دختر عروه مشهور به ذو البردين از خاندان هلال بن عامر بن صعصة است . عبد الله بن سائب روز فتح مكه اسلام آورد و همچنان در مكه مقيم بود و در همان شهر به هنگام عبد الله بن زبير درگذشت . محمد سعد گويد عبد الله بن نمير ، از گفتهء عبد الملك بن جريج ، از عبد الله بن ابى مليكه ما را خبر داد كه مىگفته است * خودم ابن عباس را ديدم كه چون از به خاكسپارى عبد الله بن سائب فراغت يافت و مردم از كنار گور برخاستند ، ابن عباس كنار گور ايستاد و براى او دعا كرد و برگشت . فضل بن دكين از ابن عينية ، از داود بن شاپور ما را خبر داد كه مىگفته است از مجاهد شنيدم كه مىگفت * به چهار چيز خود افتخار مىكنيم : به فقيه و داستانسرا و مؤذن و قارى . فقيه ما ابن عباس است . مؤذن ما ابو محذورة است قارى ما عبد الله بن سائب و داستانسراى ما عبيد بن عمير است .

خالد بن عاص

ابن هشام بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم . مادرش عاتكه دختر وليد بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم است . خالد بن عاص پدر عكرمة و حارث است و حارث شاعر بوده است . خالد بن عاص روز فتح مكه اسلام آورده و همان جا مانده و اعقاب او بر جاىاند . خالد بن عاص به حكومت مكه رسيده است [ 1 ] . فضل بن دكين از ابن عيينة ، از ابن جريج ، از عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * خود ديدم كه ابو محذورة اذان نمىگفت تا هنگامى كه خالد بن عاص را مىديد كه از در مسجد وارد شود .
هامش
[ 1 ] . خالد يك بار در سال 25 به روزگار حكومت عثمان و دو بار در سالهاى 42 و 45 به روزگار معاويه حاكم مكه بوده است . به معجم الانساب ، ص 27 مراجعه شود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 331 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد