( 1 ) مردى كم حديث بوده تا روزگار خلافت منصور زنده مانده است .
عبد الواحد بن ابى عون دوسى
از نژادگان دوسىها و پيوسته به عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب بوده است .
منصور در مورد محمد بن عبد الله او را متهم مىداشته كه از جايگاه محمد آگاه است .
عبد الواحد از بيم منصور به ناحيه قدوم گريخت و پيش محمد بن يعقوب بن عتبه مخفى و پناهنده شد و همان جا به سال يكصد و چهل و چهار به مرگ ناگهانى درگذشت . او را احاديثى است .
اسحاق بن عبد الله بن ابى فروة
كنيهاش ابو سليمان و از وابستگان به عثمان بن عفان است . بدين معنى كه ابو فروة نياى اسحاق بردهء آزاد كرده و وابستهء عثمان بوده است . مىگويند : عبيد حفّار ، ابو فروه را به جاى خويش به بردگى عثمان داده و عثمان بعدها ابو فروة را آزاد كرده است . ابو فروة از خوارج بوده و همراه ابن زبير جنگ مىكرده و كشته شده و در مسجد الحرام به خاك سپرده شده است .
يكى از فرزندان ابو فروة مىگويد : نام و نام پدر ابو فروة ، اسود و عمر و از قبيلهء بلى بوده است . عبد الله بن ابى فروة در عراق همراه مصعب بن زبير بوده و مصعب بر او اعتماد داشته است ، عبد الله اموال بسيارى به چنگ آورده است . اسحاق بن عبد الله در مسجد حضرت ختمى مرتبت ( ص ) حلقهء درسى داشته است و خويشاوندانش كه در مدينه بسيار بودهاند در آن حلقه مىنشستهاند . اسحاق همراه صالح بن على در شام بوده و شاميان از او حديث شنيدهاند . او سپس به مدينه آمده و به سال يكصد و چهل و چهار در خلافت ابو جعفر در گذشته است . اسحاق پر حديث بوده و حديثهاى ناشناخته روايت مىكرده است و به حديث او استناد نمىكردهاند .