( 1 ) مجدعة بن حارثه و از قبيلهء اوس است . ابو ليلى همان كسى است كه مالك بن انس حديث سهل بن ابى حثمه را دربارهء قسامه - سوگند خوردن در مورد كشتهاى كه قاتلش معلوم نيست - از او روايت كرده است . عمر بن خطاب پس از مرگ عتبة بن غزوان كه حاكم بصره بود .
عبد الرحمان بن سهل نياى ابو ليلى را به حكومت بصره گماشت كه او هم پس از چهل روز درگذشت .
عمارة بن عبد الله
ابن صياد . كنيهاش ابو ايوب و محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . مالك بن انس هيچ كس را در فضل بر او مقدم نمىداشته است و خود از او روايت كرده است . عماره از سعيد بن مسيب روايت كرده است .
آنها مىگفتند ما از فرزندزادگان اشيهب بن نجاريم ولى خاندان نجار ، آنان را از چنين ادعايى كنار زدند . چهل و نه تن از بنى نجار و مردى از بنى ساعده بر منبر سوگند خوردند كه آنان از بنى نجار نيستند . خاندان عماره ناچار از ميان بنى نجار كنار زده شدند و سپس مدعى شدند كه همپيمانان خاندان مالك بن نجاراند . امروز - قرن سوم هجرى - هم بر همين حال و در شمار ايشانند و ما نمىدانيم از چه گروهى هستند .
عبد الله بن صياد پدر عماره همان كسى است كه ناف بريده و ختنه كرده زاييده شده و پيامبر ( ص ) پيش او آمد و فرمود : « چيزى براى تو اندوخته و نهان كردهام » . گفت : دود است .
پيامبر فرمود : « خفه شو از اندازه خود بيش مگو » . [ 1 ] و گفتهاند عبد الله بن صياد را به سبب كارهايى كه انجام مىداده دجّال مىدانستهاند . عبد الله بن صياد مسلمان شده و حج گزارده و
هامش
[ 1 ] . نقل اين مسأله از سوى يهوديان كه وابستگان عبد الله بن صياد بودهاند صورت گرفته است و بايد در اين باره دقت كرد .
ابن اثير در اسد الغابة ، ج 3 ، ص 187 از گفتهء ابن شاهين مىنويسد كه صياد پدر عبد الله يهودى بوده و نسب او شناخته شده نيست . در باره اين حديث زمخشرى در الفائق ، ج 1 ، ص 393 و ابن منظور در لسان العرب ، ج 1 ، قم ، چاپ 1405 ق ، ص 63 و ابن اثير در النهاية ، ج 1 ، ص 107 و زبيدى در تاج العروس سخن گفته و آن را با تفاوتهاى اندكى معنى كردهاند . ابن اثير مىگويد : گويا حضرت ختمى مرتبت تعريض به كشته شدن او داشتهاند . به هر حال موضوعى در خور تأمل است و نبايد به آن با ساده انديشى برخورد كرد . ضمنا شرح حال عبد الله بن صيّاد در بخش چهارم از حرف عين در الاصابة ، ج 3 ، ص 133 بيشتر مورد بررسى قرار گرفته است - م .