تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
( 1 ) از او روايت كرده است . او مردى كم حديث بوده است .

محمد بن ابى بكر

ابن محمد بن عمرو بن حزم بن زيد بن لوزان بن عمرو بن عبد بن عوف بن غنم بن مالك بن نجّار . مادرش فاطمه دختر عمارة بن عمرو بن حزم بن زيد بن لوذان [ 1 ] عمرو بن عبد بن عوف بن غنم بن مالك بن نجّار است . محمد بن ابى بكر اين فرزندان را آورده است : عبد الرحمان ، عبد الملك ، عبد الوهاب ، ابو بكر كه مادرشان امة الوهّاب دختر عبد الله بن عبد الله بن حنظلة بن ابى عامر راهب از خاندان عمرو بن عوف از قبيلهء اوس است . حنظلة همان غسيل الملائكة است . ابراهيم و عمارة و امّ عمرو و كبشة كه مادرشان كنيزى است . محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت عبد الرحمان بن ابى الزناد مرا خبر داد و گفت * من بر در خانه زيد بن ثابت ايستاده بودم كه ابو بكر پدر محمد به من رسيد و گفت : پسركم يا آنكه نامم را گفت . من گفتم : آرى . گفت : خدايت بركت دهاد چند سال دارى ؟ گفتم : هفده ساله‌ام . گفت : فاصله سنى من و پسرم محمد هم همين هفده سال است . كنيهء محمد بن ابى بكر ، ابو عبد الملك بوده است . مطّرف بن يسارى از گفته مالك بن انس ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم سرپرست ديوان قضاى مدينه بود و هر گاه قضاوت مىكرد و حكمى مىداد كه مخالف با حديث بود و به خانه برمىگشت برادرش عبد الله بن ابى بكر كه مردى صالح بود به او مىگفت : برادر جان ! امروز در اين باره به اين گونه حكم كردى . محمد مىگفت : آرى . اى برادر . عبد الله مىگفت : برادرم چرا احاديث را در نظر نمىگيرى و چرا بر مبناى حديث حكم نمىكنى ؟ محمد پاسخ مىداد : اجماع مردم و كارى را كه آنان انجام مىدهند بايد ناديده گرفت ؟ ظاهرا چنين بوده كه اجماع فقهاى مدينه در نظر قاضيان مهمتر از حديث بوده است . معن بن عيسى از گفتهء سعيد بن مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است * خودم محمد بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم را ديدم كه در مسجد مدينه قضاوت مىكرد .
هامش
[ 1 ] . اين كلمه به هر دو صورت يعنى با « ز » و « ذال » آمده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 197 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد