تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
( 1 ) داشتند از آن پس پيش محمد بن على آمد و شد مىكردند . ابو هاشم مردى دانشمند بود كه بسيار حديث شنيده و كتابهاى پيشينيان را خوانده بود . محمد بن على بن عبد الله هم بسيار حديث شنيده بود . او از سعيد بن جبير پرسيد چه هنگامى تلبيه گفتن قطع مىشود .

داود بن على

ابن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب . مادرش كنيزى است . داود هنگامى كه ابو العباس سفاح در كوفه آشكار شد و به منبر رفت تا براى مردم خطبه بخواند و درمانده گرديد و نتوانست چيزى بگويد ، از جاى برجست و كنار منبر ايستاد و سخنرانى كرد و موضوع قيام و كارشان را براى مردم بازگو كرد . به مردم وعده دادگرى و نويدهاى ديگر داد و مردم پراكنده شدند . ابو العباس سفاح ، داود را به حكومت مكه و مدينه گماشت و او به سال يكصد و سى و دو سرپرستى حج را عهده‌دار شد و با مردم حج گزارد و اين نخستين حج بود كه سرپرستى آن را عباسيان بر عهده داشتند . داود پس از حج به مدينه رفت ، چند ماهى در آن شهر بود و به سال يكصد و سى و سه در پنجاه و دو سالگى درگذشت . او فقط هشت ماه از دولت عباسيان را زنده بود . محمد بن عبد الرحمان بن ابى ليلى و كسان ديگرى جز او از داود بن على بن عبد الله بن عباس روايت نقل كرده‌اند و داود از پدرش روايت مىكرده است .

عيسى بن على

برادر پدر و مادرى داود است . عيسى بن على سلامت طلب و عافيت جو بوده و تا هنگام مرگ عهده‌دار هيچ كارى براى عباسيان نشده است . گاهى از او روايت شده است . او به روزگار خلافت مهدى درگذشته است .

سليمان بن على

ابن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب . مادرش كنيزى است . او هم به پنجاه و نه سالگى در بصره به سال يكصد و چهل و دو درگذشته است .