تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
( 1 ) شدم و پيش عبد الله بن زبير كه در آن هنگام حكمران مكه بود رفتم ، و آن مسأله را از او پرسيدم او هم به من خبر داد كه آن طلاق دامن گير من نيست و دستور داد كه همسرم را پيش خود آورم . برگشتم و او را به خانه خود آوردم و ميهمانى دادم . ابن عمر هم كه دعوتش كرده بودم به ميهمانى من آمد . فليح بن سليمان - كه راوى اين روايت است - مىگويد : من آن كنيز را پيش ثابت ديدم ، پس از آن فرزندان او را هم ديدم . على بن عبد الله بن جعفر از سفيان ، از زياد بن سعد ما را خبر داد كه مىگفته است * به ثابت اعرج گفتم : تو كجا از ابو هريره حديث شنيده‌اى ؟ گفت : روزهاى جمعه سروران من مرا مىفرستادند كه در مسجد براى آنان جا نگهدارم . پيش از نماز جمعه ابو هريره مىآمد و براى مردم حديث مىگفت . محمد بن عمر واقدى مىگويد : هنگامى كه عبد الله بن عبد الرحمان ، ثابت احنف را مجبور كرد تا همسرش را طلاق دهد ، جابر بن اسود ، از سوى عبد الله بن زبير حاكم مدينه بود . مالك بن انس اين موضوع را از ثابت احنف شنيده است .

عبد الرحمان بن يعقوب

همان ابو العلاء بن عبد الرحمان آزاد كرده و وابستهء حرقه است و از ابو هريره روايت كرده است .

نعيم بن عبد الله مجمر

او از لحاظ آزاد شدن از بردگى وابستهء عمر بن خطاب است . از ابو هريره و محمد بن عبد الله بن زيد بن عبد ربه انصارى و از على بن يحيى زرقى حديث شنيده و مورد اعتماد بوده و او را احاديثى است .

شرحبيل بن سعد

آزاد كرده و وابستهء انصار و كنيه‌اش ابو سعد بوده است . پير مردى قديمى است كه از زيد بن
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 419 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد