( 1 ) پيامبر ( ص ) وارد مدينه شدند و اسلام آشكار شد ، مردم متوجه ايشان شدند و شرف عبد الله بن ابىّ كاسته شد و به اين جهت حسد برد و سركشى كرد و منافق شد .
عبد الله بن ابى معروف به ابن سلول هم هست ، و سلول زنى از خزاعه و مادر مالك و جدّه پدرى عبد الله است . عبد الله بن ابىّ پسر خالهء ابو عامر راهب است . ابو عامر هم از كسانى است كه در آغاز از پيامبر ( ص ) به نيكى ياد مىكرد و مىگفت مؤمن به ايشان است و به مردم وعدهء ظهور آن حضرت را مىداد و در دورهء جاهلى هم ادعاى خداشناسى داشت و لباس راهبان را پوشيده و راهب شده بود ، اما همين كه خداوند متعال پيامبر ( ص ) را مبعوث فرمود ، حسد برد و سركشى كرد و بر كفر خود باقى ماند . در جنگ بدر همراه مشركان بود و بر ضد رسول خدا قيام كرد و پيامبر ( ص ) او را فاسق و تبهكار خواند ، و او را به اين لقب ملقب ساخت . [ 1 ]
سليمان بن عبيد الله رقى از عبيد الله بن عمرو ، از معمر بن راشد ، از هشام بن عروة ، از قول پدرش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به عبد الله بن عبد الله بن ابىّ كه نامش حباب بود فرمودند : نامت عبد الله است كه حباب نام شيطان است .
عبد الله بن نمير هم از هشام بن عروة ، از قول پدرش نقل مىكند * نام مردى حباب بود ، پيامبر او را عبد الله نام گذارى فرمود و گفت : حباب شيطان است .
عبيد الله بن موسى از اسامة بن زيد ليثى ، از ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ، همچنين محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از عطاء بن سائب ، از شعبى نقل مىكنند * پيامبر فرمودند : حباب نام شيطان است .
عبد الله بن نمير از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) هر گاه نام زشتى مىشنيدند آن را تغيير مىدادند . گويند ، فرزندان عبد الله بن عبد الله بن ابىّ عبارتاند از : عبادة ، جليحة ، خيثمة ، خولىّ ، امامة و نام مادران ايشان را براى ما نگفتهاند .
عبد الله بن عبد الله بن ابى مسلمان شد و اسلامى پسنديده داشت . در بدر و احد و خندق و جنگهاى ديگر همراه پيامبر ( ص ) بود . او از پدر خود و اينكه منافقان به او پيوستهاند افسرده و اندوهگين بود و پدرش هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از تبوك درگذشت .
رسول خدا ( ص ) در تشييع جنازهاش حاضر شدند و كنار گور او ايستادند و همان جا به
هامش
[ 1 ] . جناب حنظله غسيل الملائكه كه از شهداى بزرگوار احد است ، فرزند همين ابو عارم است رك ، واقدى ، مغازى ، چاپ مركز نشر دانشگاهى ، 1361 ، ص 217 - م .