( 1 ) عدى بن ابىّ بن غنم بن عوف و از قواقل و همپيمان بنى عبد الاشهل بوده است . و عمرو و حفصة كه مادرشان خنساء دختر خنيس غسانى است و هم گفته شده كه مادرشان عايشه دختر جرىّ بن عمرو بن عامر بن عبد رزاح بن ظفر است .
عبد الله بن محمد بن عماره مىگويد : [ 1 ] به روزگار ما كسى از اعقاب قتاده باقى نمانده است و آخرين افراد عاصم و يعقوب پسران عمر بن قتاده بودند كه منقرض شدند و كسى از ايشان باقى نمانده است . گويد : عاصم بن عمرو مردى عالم به سيره و علوم ديگر بوده است .
واقدى مىگويد : به روايت موسى بن عقبه و ابو معشر ، قتادة بن نعمان از كسانى است كه در بيعت عقبه با انصار حاضر بوده است ، اما محمد بن اسحاق در كتاب خود نام او را از شركت كنندگان در بيعت عقبه ذكر نكرده است . قتاده از تير اندازان مشهور اصحاب رسول خدا ( ص ) بوده و در جنگ بدر و احد شركت كرده است . در جنگ احد تيرى به چشم او خورد و حدقه چشمش بيرون آمد و روى گونهاش آويخته شد . به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا همسرى دارم كه دوستش مىدارم و مىترسم اگر چشم مرا به اين صورت ببيند ناراحت شود . پيامبر ( ص ) چشم او را با دست خود بر جاى نهاد و بر آن دست كشيد ، و آن چشم قتاده به روزگار پيرى سالمتر و پر نورتر از ديگرى بود .
عبد الله بن ادريس از محمد بن اسحاق ، از قول عاصم بن عمر بن قتاده نقل مىكند كه مىگفته است * حدقه چشم قتاده در جنگ احد بيرون آمد و روى گونهاش آويخته شد و پيامبر ( ص ) آن را بر جاى خود نهاد و آن چشم قتاده بهتر و تيزبينتر از ديگرى بود .
قتاده در خندق و تمام جنگهاى ديگر در التزام پيامبر ( ص ) بود و روز فتح مكه پرچم بنى ظفر در دست او بود . او احاديثى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است .
واقدى از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتاده نقل مىكند * قتادة بن نعمان در مدينه به شصت و پنج سالگى در سال بيست و سوم هجرت درگذشته است . عمر بن خطاب بر جنازهاش نماز گزارده است . برادر مادريش ابو سعيد خدرى و محمد بن مسلمه و حارث بن خزمة وارد گور شدند و او را به خاك سپردند .
هامش
[ 1 ] . ذهبى در مورد اين شخص مىگويد : رواياتى كه نقل كرده اندك است و نه او را توثيق كردهاند و نه تضعيف . ر ك :
ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ذيل شمارهء 4545 - م .