( 1 ) مهره ديگرى بر آن نشانده است و در جنگ جمل در حالى كه همين انگشتر در دست او بوده كشته شده است .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى از سفيان بن عيينه نقل مىكند * در آمد غله طلحه هزار كامل بود [ آيا منظور هزار خروار است ؟ يا هزار شتر بار ؟ يا اينكه در آمد روزانه آن هزار درم است ؟ ] .
فضل بن دكين از سفيان بن عيينه ، از طلحة بن يحيى نقل مىكند كه مىگفته است * مادر بزرگم سعدى دختر عوف مرّى [ اين بانو يكى از همسران طلحه است . ] نقل مىكرد روزى پيش طلحه رفتم و گفتم : چه خبر است مثل اين كه از چيزى مىترسى ، اگر از ما ناراحتى درصدد جبران و پوزش بر آييم ؟ گفت : آرى مالى در خانه است كه بودن آن مرا غمگين و افسرده ساخته است و تو كه همسر و زوجه پسنديدهاى هستى چه مىگويى ؟ گفتم :
هم اكنون آن را تقسيم كن ، كنيز خود را احضار كرد و گفت : اين مال را تقسيم كن ، طلحة بن يحيى مىگويد : از مادر بزرگم پرسيدم آن مال چقدر بود ؟ گفت : چهار صد هزار درم .
روح بن عبادة از هشام ، از حسن نقل مىكند * طلحة زمينى را به عثمان به هفتصد هزار درم فروخت و پول را به خانهء طلحه بردند گفت : اين مقدار پول در خانهء مردى باشد و نداند كه حوادث و مشيت الهى دربارهء او چيست . آن شب را بيدار ماند و فرستادگان او در كوچههاى مدينه رفت و آمد مىكردند به طورى كه در آخر شب تمام آن پول را تقسيم كرد ، حتى يك درم باقى نماند .
فضل بن دكين از سفيان بن عيينه ، از مجالد ، از عامر ، از قبيصة بن جابر نقل مىكند كه مىگفته است * هيچ كس را چون طلحه نديدهام كه بدون مسألت و درخواست مردم مالهاى كلان به ايشان بپردازد .
فضل بن دكين از سفيان بن عيينه ، از ابن ابو خالد ، از ابن ابو حازم نقل مىكند كه مىگفته است * از طلحة بن عبيد الله كه از دانشمندان و بردباران قريش بود شنيدم كه مىگفت : كمترين عيب براى انسان خانهنشينى اوست . يزيد بن هارون هم از اسماعيل ، از قيس همين سخن را از طلحه نقل مىكند .
واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از مخرمة بن سليمان والبى ، از عيسى پسر طلحه نقل مىكند كه مىگفته است * درآمد روزانهء طلحة از غلات زمينهاى عراق او هزار درم و دو دانگ درم بوده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٨٩