( 1 )
از همپيمانان بنى زهرة بن كلاب از قبايل عرب
عبد اللَّه بن مسعود
پسر غافل ، پسر حبيب ، پسر شمخ ، پسر فأر ، پسر مخزوم پسر صاهله ، پسر كاهل ، پسر حارث ، پسر تميم ، پسر سعد ، پسر هذيل ، پسر مدركه و نام مدركه عمرو بن الياس بن مضر و كنيهاش ابو عبد الرحمن است .
مسعود بن غافل در جاهليت با عبد بن حارث بن زهرة همپيمان شد و مادر عبد اللَّه بن مسعود ، ام عبد دختر عبد ود بن سواء بن قريم بن صاهله بن كاهل بن حارث بن تميم بن سعد بن هذيل است و مادر او هند دختر عبد بن حارث بن زهرة بن كلاب است .
يعلى بن عبيد از اعمش ، از زيد بن وهب ، همچنين اعمش از ابراهيم ، از علقمه نقل مىكنند * كنيه عبد اللَّه بن مسعود ابو عبد الرحمن بوده است .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از عاصم بن ابى النجود ، از زر بن حبيش ، از عبد اللَّه بن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است پسر بچهاى در حد بلوغ بودم و گوسپندان عقبة بن ابى معيط را مىچراندم پيامبر ( ص ) و ابو بكر كه از مشركان گريخته بودند پيش من آمدند ، پيامبر فرمود : اى پسر آيا قدرى شير دارى كه به ما بياشامانى ؟ گفتم : من امين اين گلهام و نمىتوانم به شما شير بدهم . پيامبر ( ص ) فرمود : آيا ماده بزى كه جفت گيرى نكرده باشد در گله هست ؟ گفتم : آرى و چنان ماده بزى را آوردم ، پيامبر پاى حيوان را در دست گرفت و دست به پستان آن كشيد و دعا فرمود كه در نتيجه پستان جانور پر شير شد و ابو بكر سنگ گودى را آورد و پيامبر آن بز را در آن سنگ دوشيد و ابو بكر از آن نوشيد . پيامبر ( ص ) دوباره بز را دوشيد و من آشاميدم و سپس به پستان بز فرمود به حال نخست برگرد و خشك شو و چنان شد . گويد : پس از آن به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم و گفتم : قرآن به من بياموز .
فرمود : تو پسر بچهء آموختهاى هستى و من از دهان رسول خدا ( ص ) هفتاد سوره را آموختم و در اين مورد هيچ كس با من ستيز و نزاعى ندارد .
واقدى از محمد بن صالح ، از يزيد بن رومان نقل مىكند عبد اللَّه بن مسعود پيش از آنكه پيامبر ( ص ) به خانهء ارقم برود مسلمان شد .