( 1 ) است * پيش عكرمة بوديم . گفت : شما را چه مىشود ، مگر اين جا نيستيد ؟ نمىبينم از من سؤال كنيد .
عطاء بن ابى رباح [ 1 ]
محمد بن فضيل بن غزوان ضبّىّ از اسلم منقرىّ ، و ابو نعيم فضل بن دكين از بستام صيرفىّ ، و جملگى از ابو جعفر محمد بن علىّ بن حسين ( ع ) نقل مىكنند كه گفته است * هيچ كس نمانده است كه از عطاء بن ابى رباح به مناسك حجّ داناتر باشد .
علىّ بن عبد اللّه بن جعفر از سفيان بن عيينة ، از اسماعيل بن اميّة نقل مىكند كه مىگفته است * عطاء سخن مىگفت و چون مسألهيى از او مىپرسيدند گويى تأييد مىشد ( خداوند او را تأييد مىفرمود ) .
قبيصة بن عقبة از سفيان ، از ابن جريج نقل مىكند كه مىگفته است * چون عطاء مطلبى بيان مىداشت مىگفتم : علم است يا رأى خودت ؟ اگر مطلبى بود كه از پيامبر ( ص ) آمده بود ، مىگفت : علم است . و گرنه مىگفت : رأى است .
قبيصة بن عقبة از سفيان ، از اسلم منقرىّ نقل مىكند كه مىگفته است * عربى آمد و مىگفت : ابو محمد كجاست ؟ و مراد و عطاء بود . او را به سعيد [ 2 ] راهنمايى كردند . اما عرب گفت : ابو محمد كجاست ؟ سعيد گفت : با بودن عطاء اينجا موضوعيتى براى ما نيست .
فضل بن دكين از سفيان ، از سلمة نقل مىكند كه مىگفته است * كسى را نديدهام كه علم را فقط براى رضاى خدا بخواهد مگر اين سه شخص : عطاء و طاوس و مجاهد .
قبيصة بن عقبة از سفيان ، از حبيب بن ابى ثابت نقل مىكند كه مىگفته است * طاوس مرا گفت : چون حديثى را براى تو آورم حقّ آن را ادا خواهم كرد و از هيچ كس ديگر در آن مورد مپرس .
هامش
[ 1 ] . عطاء بن ابى رباح ، از بزرگان فقهاى مكه و زاهدان آن شهر است . از جابر بن عبد اللّه بسيار استفاده كرده است . به سال 115 هجرى در گذشته است . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد ، مصر ، ص 424 . - م .
[ 2 ] . احتمالا منظور سعيد بن مسيّب است . - م .