( 1 ) پيامبر ( ص ) سنگين شد درد و ناراحتى او را فرو گرفت و فاطمه ( ع ) گفت : اى واى از درد و ناراحتى پدرم . پيامبر ( ص ) او را فرمود : از پس امروز پدرت را درد و غمى نخواهد بود . و چون رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ، فاطمه ( ع ) گفت : اى واى پدرم كه دعوت پروردگار خود را پاسخ گفت . اى واى پدرم كه بهشت برين مأواى اوست . اى واى پدرم كه جبرئيل را در غم مرگش تسليت گويانيم ، اى واى پدرم كه چه به پروردگار خود نزديك شد . و چون پيامبر ( ص ) را به خاك سپردند ، فاطمه ( ع ) انس را فرمود : اى انس چگونه رضايت داد دلهايتان كه بر رسول خدا ( ص ) خاك بريزيد ؟
عارم بن فضل از حمّاد بن زيد ، از ايّوب ، از عكرمة نقل مىكند كه مىگفته است * چون رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ، امّ ايمن مىگريست . پس او را گفتند : آيا بر رسول خدا مىگريى ؟ گفت : اگر چند كه بر پيامبر ( ص ) بگريم ، مىدانم كه او به ديارى رفت كه براى او به مراتب از اين جهان بهتر است ، ولى من بر آن مىگريم كه وحى از ما بريده شد و ديگر از آسمان خبرى نمىرسيد .
سعيد بن منصور از سفيان بن عيينة ، از عاصم بن محمد بن زيد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * هرگز نديدم ابن عمر از پيامبر ( ص ) نام ببرد مگر اينكه بگريد .
محمد بن عمر [ واقدى ] از شبل بن علاء ، از پدرش نقل مىكند كه * چون رسول خدا ( ص ) محتضر شد ، فاطمه ( ع ) گريست . پيامبر ( ص ) فرمود : دخترم مگرى ، و چون من مردم بگو
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، كه هر تنى را در هر مصيبت ، بر گفتن آن عوض و خلف است . فاطمه ( ع ) گفت : حتى از شما اى رسول خدا ؟ فرمود : آرى ، حتى از من .
محمد بن عمر [ واقدى ] از سفيان بن عيينة ، از عمرو بن دينار ، از ابو جعفر ( ع ) نقل مىكند كه مىگفته است * پس از رحلت پيامبر ( ص ) ، فاطمه ( ع ) هرگز خندان ديده نشد ، و گاهى تبسمى بر گوشهء لبش آشكار مىشد .
محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد اللّه بن جعفر ، از كسى از خاندان يربوع ، از عبد الرحمن بن سعيد بن يربوع نقل مىكند كه مىگفته است * روزى علىّ بن ابى طالب ( ع ) آمد و روى پوشانده بود و سخت اندوهگين بود . ابو بكر پرسيد : تو را سخت اندوهگين مىبينم . علىّ ( ع ) فرمود : اندوه و غمى كه مرا رسيد ، تو را نرسيد . ابو بكر گفت : بشنويد چه مىگويد ! شما را به خدا سوگند ، آيا در سوك پيامبر ( ص ) اندوهگينتر از من كسى ديدهايد ؟
محمد بن عمر [ واقدى ] از محمد بن عبد اللّه زهرىّ ، از سعيد بن مسيّب ، از عبد اللّه بن