( 1 ) است پدرم برايم نقل كرد كه * روز خيبر عمويم با مرحب يهودى كارزار كرد و مرحب اين شعر بخواند :
« خيبر مىداند كه منم مرحب ، با سلاح برّنده و پهلوان كار آزموده ، چون جنگها پيش مىآيد گرم مىشوم . » [ 1 ] پس عمويم عامر او را پاسخ گفت كه :
« خيبر مىداند كه منم عامر ، با سلاح برّنده و پهلوان فرو رونده در معركه » [ 2 ] .
گويد ، دو ضربت رد و بدل كردند و شمشير مرحب در سپر عامر جاى گرفت و چون عامر خواست ضربتى بر مرحب زند شمشير از سپر به در آمده به ساق خود او خورد و رگ بزرگ پاى او را بريد و كشته شد . سلمة بن اكوع گويد ، گروهى را از اصحاب پيامبر ( ص ) ديدم كه مىگفتند : عمل عامر باطل شد ، كه بى احتياطى كرد و كشته شد . همو گويد ، گريان به حضور پيامبر ( ص ) آمدم و گفتم : اى رسول خدا آيا عمل عامر باطل شده است ؟ فرمود : چه كسى گفته است ؟ گفتم : گروهى از اصحاب شما . فرمود : ياوه گفتهاند ، بلكه پاداش او دو برابر است . چون به خيبر مىرفتند عامر از بهر ياران رسول خدا ( ص ) رجز مىخواند و پيامبر ( ص ) هم ميان ايشان بود و سواران را پيش مىراند ، و عامر چنين مىخواند :
« به خدا سوگند اگر خدا نبود هدايت نمىشديم و نه زكات مىپرداختيم و نه نماز مىگزارديم ، آنان را كه كافرند چون بخواهند بر ما فتنه انگيزند جلو مىگيريم خدايا ، ما از فضل تو بى نياز نيستيم ، و چون با دشمن روباروى مىشويم ما را پايدار بدار و آرامشى بر ما فرو فرست . » [ 3 ]
هامش
[ 1 ] .« قد علمت خيبر انّى مرحب * شاكى السلاح بطل مجرّب
اذا الحروب اقبلت تلهّبالفاظ مصراع سوم در منابع مختلف ، متفاوت آمده است . - م .
[ 2 ] .قد علمت خيبر انّى عامر * شاك السلاح بطل مغامر[ 3 ] .تاللّه لو لا اللّه ما اهتدينا * و ما تصدّقنا و ما صلّينا
انّ الّذين كفروا علينا * اذا ارادوا فتنة ابينا
و نحن عن فضلك ما استغنينا * فثبّت الاقدام ان لاقينا
و انزلن سكينة عليناچنان كه از حواشى سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 342 ، و نهاية الارب نويرى ، ج 17 ، ص 249 ، بر مىآيد ، ظاهرا اصل اين اشعار سرودهء عبد اللّه بن رواحه است و برخى از الفاظ نيز با الفاظ فوق متفاوت است . - م .