مىگذاشتى تا برسد . گفت : اى رسول خدا خواستم كه خودتان انتخاب فرماييد و رطب و نوع ديگرش را هر گونه كه مىخواهيد بخوريد . آنان از آن خرما خوردند و از آن آب شيرين آشاميدند . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود : سوگند به كسى كه جان من در دست اوست ، از نعمتهايى كه روز قيامت درباره آن از شما پرسيده مىشود ، سايه خنك و رطب پاكيزه و آب شيرين گوارا است . ابو الهيثم برخاست تا براى ايشان خوراكى بپزد . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود :
براى ما گوسپند و بزى را كه داراى شير و دوشاب باشد ، نكشى . ابو الهيثم براى ايشان بزغالهاى چهارماهه يا كمتر از يكساله را كشت - و پس از پختن - به حضورشان آورد كه از آن خوردند . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم از ابو الهيثم پرسيد : آيا خدمتكار دارى ؟ گفت : نه . فرمود :
هرگاه براى ما اسيرانى آوردند پيش ما بيا . پس از چندى دو اسير را به حضور پيامبر آوردند . ابو الهيثم به حضور پيامبر صلى اللّه عليه و سلم آمد و آن حضرت فرمود : يكى از اين دو را براى خود انتخاب كن . او گفت شما براى من انتخاب فرماييد . پيامبر فرمود : همانا با آن كس كه مشورت مىشود بايد امين باشد ، اين يكى را براى خود انتخاب كن كه خود ديدم نماز مىگزارد و نسبت به او پسنديده و خوب رفتار كن . ابو الهيثم آن اسير را با خود برد و آنچه را پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده بود ، به همسر خويش گفت . همسرش گفت : فرمان پيامبر را در حق او تا هنگامى كه آزادش نكردهاى به خوبى انجام ندادهاى . ابو الهيثم گفت او در راه خدا آزاد است . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم پس از آگهى از اين موضوع فرمود : خداوند هيچ پيامبر و خليفهاى را برنمىانگيزد مگر اينكه براى او دو گروه از ياران صميمى قرار مىدهد .
گروهى كه او را به كار پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند بازمىدارد و گروهى كه او را در آن كار يارى نمىدهند ، و آن كس كه از اطرافيان بد و ناپسند مصون ماند به راستى از تباهى مصون خواهد بود . « 1 »
- 5 -
( 1 ) عمر بن اسماعيل بن مجالد بن سعيد ، از قول پدرش ، از بيان ، از قيس بن حازم براى ما
هامش
( 1 ) . جناب ابو الهيثم بن التيهان نامش مالك و از خاندان عبد الاشهل قبيله بزرگ اوس مدينه است . او از شش تن نخستين انصار است كه در مكه به ديدار پيامبر ( ص ) آمده و اسلام آوردهاند . گروهى وفات او را در حكومت عمر ، به سال بيستم هجرت ، در مدينه ، دانستهاند و گروهى او را از زمره شهيدان در التزام ركاب امير المؤمنين على عليه السلام در جنگ صفين دانستهاند . به طبقات ابن سعد ، چاپ بريل ، بخش دوم جلد سوم ، صفحهء 22 مراجعه شود . به طورى كه ملاحظه فرموديد ترمذى اين روايت را از بخارى آورده است . بيهقى در دلائل النبوة ( ترجمهء جلد اول ، صفحه 169 ) به چند طريق نقل كرده است و تفاوتهاى اندك لفظى و كاستى و فزونىهايى دارد .