باشد . زيرا پرسش و سنجش و گواهى دادن اعضاى بدن ، فرق ميان بهشتيان و دوزخيان را روشن و آشكار مىسازد و از يك ديگر مشخص مىشوند و بهشتيان شاد و بهرهشان بيشتر مىشود و براى ما هم اطلاع و دانستن آن موجب مصلحت در اين جهان كه سراى تكليف است مىباشد . و موضوع محاسبه مورد اجماع است و قرآن هم در آن مورد گواهى مىدهد ، همچون اين گفتار خداوند كه فرموده است : « و كفايت مىكند اينكه خود ما بررسى كنيم . » همچنين موضوع گواهى دادن اعضا و نشر نامههاى عمل مورد اجماع و در قرآن آمده است . ولى اين پرسيدن هر چند همگانى است بر مؤمنان آسان و بر كافران دشوار است كه در آن توبيخ و مناقشه است .
( 1 ) و در مورد چگونگى گواهى دادن اندامها گروهى گفتهاند : خداوند برهان و بيّنهيى مىآورد تا گواهى دهد و برخى گفتهاند : خداوند گواهى دادن را در آن به صورت مجاز به اندامها نسبت داده است و هر دو حال مجاز است ، و گفته شده است : گواهى دهنده ، خود شخص گنهكار است ، بر خويشتن به آنچه كرده است ، گواهى مىدهد و به آن اقرار مىكند كه در اين صورت ، حقيقت است و مجاز نيست و گفته شده است در اندام و اعضاء نشانههايى ظاهر مىشود كه دلالت بر فرق ميان مطيع و گنهكار خواهد داشت و همهء اين امور جايز و خداوند داناتر است . « 1 »
( 2 ) شاعر چنين سروده است :
« پروردگارا ! نمىدانم هنگامى كه به من بگويى اى بندهء من ! چرا چنين و چنان كردى و گناه انجام دادى و از فرمان من سرپيچيدى چه پاسخ دهم . »
( 3 ) ديگرى گفته است : « پروردگارا ! كاش مىدانستم كنار ميزان و پل صراط حال من چگونه است و در آن هنگام كه دشمنان و شاكيان اطراف منند و انواع ستم و ياوه گويىهاى من به حضورت عرضه مىشود . »
( 4 )
مجلس نود و چهارم در شفاعت و حوض
( 5 ) خداوند متعال در آيهء 79 سورهء هفدهم ( اسراء ) فرموده : است « باشد كه خدايت
هامش
( 1 ) . اين مباحث هم عينا در كتاب الاقتصاد الهادى الى طريق الرشاد ، شيخ طوسى ( رضي الله عنه ) ، صفحات 136 و 137 ، چاپ 1400 ق تهران ، آمده است . م .