( 1 ) و همان حضرت فرمودهاند : اگر آدمى را دو صحراى طلا باشد ، در جستجوى سومى بر مىآيد و درون آدمى را چيزى جز خاك انباشته نمىكند و خداوند توبهء هر كس را كه توبه كند مىپذيرد . « 1 »
( 2 ) و فرمودهاند : آدمى پير و فرتوت مىشود و دو چيز از او باقى مىماند ، آز و آرزو . « 2 »
( 3 ) و نيز فرمودهاند : دل شخص پير ، در دوستى دو چيز ، جوان است ، جمع كردن مال و دوست داشتن عمر طولانى .
( 4 ) و فرمودهاند : اگر دو گرگ گرسنه ميان گلهء گوسپندى رها شوند ، زيان بخشتر از آزمندى در مورد مال و شرف براى آدمى نيستند . « 3 »
( 5 ) و فرمودهاند : هر امتى را فتنه و گرفتارىيى است و آزمون امت من در مورد مال است .
( 6 ) و فرمودهاند : چون آدمى بميرد ، فرشتگان به يك ديگر مىگويند ، چه چيزى پيش فرستاده است و آدميان مىگويند ، چه چيزى از خود به جا گذاشته است . « 4 »
( 7 ) مردى از انصار گفت : اى رسول خدا ! مرا چه مىشود كه مرگ را دوست ندارم ؟ فرمودند : آيا مال دارى ؟ گفت : آرى ، فرمودند : آن را پيش بفرست كه دل آدمى با مال اوست ، اگر آن را پيش بفرستد ، دوست مىدارد به آن ملحق شود و اگر آن را نگهدارد ، دوست مىدارد كه خودش همراه آن باشد . « 5 »
( 8 ) شاعر چنين سروده است « براى اندوختهكنندگان مال خيرى نيست مگر براى بخشندگان آن . مال به دارندگان خود گاهى چنان مىكند كه باده نسبت به ميگساران . »
( 9 ) ديگرى گفته است :
« هان ! اى كسى كه با آزمندى نسبت به دنيا مال را جمع مىكنى ، آيا از پرسش در آن باره نمىترسى ؟ آيا آن را به حرام و ناروا جمع مىكنى و روا و حلال براى وارث وامىگذارى مىگذارى ؟ آن كس كه براى او جمع مىكنى ، كامياب مىشود و خود بدبخت مىشوى همانا كه اين مال بدتر و زشتتر اموال است . »
هامش
( 1 ) . در احياء علوم الدين ، ص 1765 ، چاپ دار الشعب مصر ، آمده است . م .
( 2 ) . خصال ، ص 106 ، ج 1 ، چاپ آقاى كمرهيى . م .
( 3 ) . دو روايت نظير اين ، در اصول كافى مترجم ، ص 3 ، ج 4 ، آمده است . م .
( 4 ) . محجة البيضاء ، صفحات 42 و 43 ، جلد 6 ، م .
( 5 ) . محجة البيضاء ، صفحات 42 و 43 ، جلد 6 ، م .