( 1 ) و فرمودهاند : حسود از همهء مردم داراى راحتى كمترى است .
( 2 ) و فرمودهاند : دين خيرخواهى است ، دين خير خواهى است ، دين خيرخواهى است . گفتند براى چه كسى اى رسول خدا ! فرمودند : براى خدا و رسولش و كتاب خدا و پيشوايان مسلمانان و براى همهء گروندگان .
( 3 ) و نيز فرمودهاند : رشك ، ايمان را مىخورد ، آنچنان كه آتش هيزم را مىخورد . « 1 »
( 4 ) و فرمودهاند : سرزنشى براى برادرت آشكار مكن كه خدايش بر او رحمت مىآورد و تو را گرفتار مىفرمايد . « 2 »
( 5 ) و خداوند متعال به حضرت سليمان ( ع ) وحى فرمود كه تو را به هفت چيز سفارش مىكنم ، نخست اينكه بر كسى از بندگان من حسد نبرى . دوم آنكه از بندگان شايستهء من غيبت نكنى . سليمان عرضه داشت : پروردگارا ! همين دو مرا بس است .
( 6 ) حضرت موسى ( ع ) مردى را كنار عرش ديد و بر او غبطه برد و از سبب قرب او پرسيد . گفته شد : نسبت به فضيلت و برترى كه خداوند به بندگان خود عنايت مىفرمود ، حسد نمىبرد . « 3 »
( 7 ) و گفته شده است ، براى حسود هيچ راحتى نيست و حسود داراى اندوههاى طولانى است .
( 8 ) يكى از حكيمان گفته است ، حسد نفس را ناتوان و اندوه را افزون مىكند و موجب شبزندهدارى و بىخوابى شب مىشود .
( 9 ) شاعرى چنين سروده است :
« به كسى كه بر من رشك مىبرد بگو ، آيا مىدانى در اين كار نسبت به چه كسى ترك ادب كردهاى ؟ نسبت به كار خداوند ترك ادب كردهاى كه به آنچه عنايت كرده است ، راضى نيستى . نتيجهاش اين است كه نعمت براى من افزون مىشود و تو به آنچه جستجو مىكنى نمىرسى . »
( 10 ) ديگرى گفته است : « برخى از مردان تمنا مىكنند كه من بميرم و اگر بميرم راهى نيست كه در آن يكه و تنها باشم ( همگان مىميرند ) ، زندگى مخالف من ، پس از من براى من زيانى ندارد و مرگ كسانى كه پيش از من مردهاند ، مرا جاودانه نمىكند . به كسى كه بر خلاف آنكه در گذشته است ، مىخواهد باقى بماند بگو ، براى ديگرى ( مصيبت
هامش
( 1 ) . اصول كافى مترجم ، ص 416 ، ج 3 م .
( 2 ) . اصول كافى مترجم ، ص 63 ، ج 4 ، و منهاج الصالحين ، ص 562 . م .
( 3 ) . احياء علوم الدين ، ص 1676 ، چاپ مصر . م .