( 1 ) آمدند ، در شب شيرى بسوى ايشان آمد ، عتيبه شروع به زارى كردن نمود و مىگفت اى واى مادر جان ، به خدا قسم اين شير مرا خواهد خورد همچنان كه محمد ( ص ) بر من نفرين فرمود ، ابن ابى كبشه ( مقصود حضرت محمد است ) در مكه است و من در شام و مرا كشت ، شير از ميان آن گروه به او حمله كرد و سرش را در دهان گرفت و از تن جدا كرد .
هشام بن عروة از قول پدرش روايت مىكند كه در آن شب نخست شير بر گرد ايشان گشت و برگشت آنها خوابيدند در حالى كه عتيبه را ميان خود گرفته بودند ، شير باز آمد و از روى همه گذشت و سر عتيبه را بچنگ گرفت و او را كشت .
پس از اينكه آنها دختران پيامبر را طلاق دادند ، عثمان بن عفان با رقيه ازدواج كرد و رقيه تا آخر عمر همسر عثمان بود و فرزندى برايش نياورد ، ابو العاص بن ربيع هم با زينب ازدواج نمود و امامه ثمرهء اين ازدواج است
.
وفات ابو طالب عموى پيامبر ( ص ) و آنچه كه در مورد مسلمان نشدن او آمده است 17
:
خداوند متعال فرموده است .
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
« و ايشان باز ميدارند از آن و در عين حال دورى مىكنند از آن و هلاك نمىكنند مگر خود را و نميدانند » آيهء 26 سورهء 6 و هم فرموده است .
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
« بدرستى كه تو هدايت نمىكنى آن را كه دوست دارى و ليكن خدا هدايت مىكند آن را كه ميخواهد » قسمتى از آيهء 56 سورهء 28 .
ابو محمد سكرى و ابو عبد الله حافظ با اسناد خود از ابن عباس روايت مىكنند كه اين آيه در مورد ابو طالب وارد شده است زيرا مشركان را از آزار رساندن به پيامبر ( ص ) منع مىكرد در عين حال از اسلام هم دورى مينمود ، اين روايت با تفاوتى مختصر با اسناد ديگر هم از ابن عباس نقل شده است .
ابن المسيب از پدر خود روايت مىكند كه چون ابو طالب به حال مرگ افتاد پيامبر ( ص ) پيش او رفتند ، ابو جهل بن هشام و عبد الله بن ابى اميه آنجا