( 1 ) برود [ ( 8 ) ] پيامبر ( ص ) او را تحسين فرمود و شعرش را پسنديد و گفتند « برخى از گفتهها به جادو مىماند و برخى از شعر چون حكمت است » .
زهرى از امام على بن حسين عليهما السلام روايت مىكند كه نخستين خبرى كه دربارهء ظهور پيامبر ( ص ) در مدينه انتشار يافته بود اين بود كه زنى بنام فطيمه داراى دوستى از جن بود ، روزى پيش او آمد و بر روى ديوار خانهاش نشست ، فطيمه گفت چرا وارد خانه نمىشود ، گفت پيامبرى برانگيخته شده است كه زنا را حرام نموده است ، آن زن اين موضوع را از قول همزاد خود نقل كرد و اين نخستين خبر بود كه در مدينه دربارهء پيامبر ( ص ) شايع شده بود . اين روايت با اندكى تفاوت در الفاظ وسيلهء جابر هم نقل شده است
.
خواهش مشركان از رسول خدا كه معجزهيى 8
به آنها بنماياند و حضرت پيامبر شق القمر را به ايشان ارائه فرمود .
خداوند عزّ و جل فرموده است ،
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
« نزديك شد قيامت و ماه شكافته شد و اگر آيتى هم ببينند روى بر مىگردانند و مىگويند سحرى است هميشگى » آيات 1 و 2 سورهء 54 . در بغداد از قول انس بن مالك برايم خبر دادند كه مىگفت اهل مكه از پيامبر ( ص ) خواستند تا معجزهيى به ايشان ارائه فرمايد و پيامبر دو مرتبه شكافته شدن ماه را به ايشان ارائه فرمود . اين حديث را بخارى و مسلم هر دو در كتابهاى صحيح خود آوردهاند .
ابو عبد الله حافظ هم با اسناد خود از انس نظير اين روايت را نقل مىكرد كه روايت او را هم مسلم در صحيح خود استخراج كرده است و معروف است كه انس هنگام تفسير آيهء فوق اين حديث را بيان مىداشت .
باز هم از انس روايت است كه ماه در عهد رسول خدا شكافته شد . كه
هامش
[ ( 8 ) ] - چند سطرى درباره خفاف بن نضله در ص 119 ج 2 كتاب اسد الغابه ابن اثير چاپ كتابفروشى اسلاميه آمده است .