( 1 ) در اين مورد هم آيهء زير و آيهء پس از آن نازل شده است .
لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
.
« اگر نبود ، نوشتهاى از خدا كه پيشى گرفته بود هر آينه ميرسيد شما را در آنچه كه گرفتهايد عذابى بزرگ » آيهء 70 همان سوره .
گروهى از مسلمانان كه اسير شده بودند به پيامبر ( ص ) اظهار ميداشتند كه ما مسلمانيم و كافران ما را از روى اجبار آوردهاند ، چرا بايد از ما هم فديه بگيرند ؟ در اين مورد هم اين آيه نازل گرديد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
.
« اى پيامبر به اسيرانى كه در دست شما هستند بگو كه اگر خداوند در دلهاى شما خيرى بداند ، به شما بهتر از آنچه از شما گرفته شده است مىدهد و شما را مىآمرزد و خدا آمرزندهء مهربانست » . آيهء 72 همان سوره .
ابو عبد الله حافظ هم با اسناد خود از عروة بن زبير داستان جنگ بدر را تقريبا به همانطور كه موسى بن عقبه آورده است روايت مىكرد . با اين تفاوت كه در روايت او نام اشخاصى كه عهده دار تأمين اطعام لشكر قريش بودهاند نيامده است و در مورد كسانى كه ابو البخترى را كشتهاند از ابو داود مازنى نام برده نشده است .
همچنين در مورد اسيرانى كه مىگفتند مسلمان بودهاند مىگويد چون فديه گرفتن از آنها را هم خداوند متعال براى مسلمانان حلال فرمود ، با تأثر گفتند معلوم مىشود خيرى در ما نيست زيرا هم كشته داديم و هم اسير شديم و خداوند متعال آن آيه را نازل فرمود .
عروه مىگويد بهر حال ايشان لااقل در لشكر كافران سياهى لشكر كه به حساب مىآمدهاند بعلاوه اگر واقعا مىخواستند مىتوانستند از ميان آنها بگريزند و به پيامبر و مسلمانان ملحق شوند . چنانچه دربارهء كسانى كه از مكّه هجرت كرده بودند اين آيه و آيات بعد آن كه تا آخر سوره است نازل شد .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . .
.