جلد اول
( 1 ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
مقدمهء مترجم
خواستم اين مقدمه را با جملاتى از خود در ثناى پروردگار آغاز كنم و ضمن آن عرض ادب به حضرت ختمى مرتبت و اهل بيت عصمت و طهارت را بجاى آورم ، ديدم پيش از من بزرگان ادب به زبان عربى و فارسى و ديگر زبانهاى متداول در پهنهء اسلام آن قدر گفتهاند كه بهتر است به نمونههايى مختصر از آن قناعت كنم ، خاصّه كه در وصف نعم پروردگار و ثناى ذاتش همگان عاجزند و حيران زبان رسول اعظم به اين جمله گويان است كه :
« لا أحصى ثناء عليك )
و جانشين بر حق او على عليه السلام مىگويد
« لا يبلغ مدحته القائلون و لا يحصى نعماءه العادون و لا يؤدى حقّه المجتهدون » [ ( 1 ) ]
بود و نبود آنچه بلندست و پست * باشد و اين نيز نباشد كه هست
پرورش آموختگان ازل * مشكل اين حرف نكردند حل [ ( 2 ) ]
و اين بندهء ناتوان در وصف ذات فرخنده حضرت محمّد بن عبد اللّه و درود بر او چه بگويم كه خداوند متعال فرموده است
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ » [ ( 3 ) ]
و او را بشرف سوگند خوردن بجانش سر افراز نموده است كه
« لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ » [ ( 4 ) ]
و آفرينش خلق را طفيل وجود عزيزش قرار داده است كه
« لولاك لما خلقت الافلاك » [ ( 5 ) ]
هامش
[ ( 1 - ) ] . نهج البلاغه عبده ص 17 چاپ بيروت
[ ( 2 - ) ] مخزن الاسرار نظامى ص 2 چاپ مسكو
[ ( 3 - ) ] قسمتى از آية 56 سورهء 33
[ ( 4 - ) ] قسمتى از آيهء 72 سورهء 15
[ ( 5 - ) ] ص 172 احاديث مثنوى اين حديث ، مستند و موثّق نيست . مصحّح