( 1 ) مردمى كه خود اهل بلاغت و فصاحت و بيان بودند و در مسألهء زبان عربى و ادب آن پيشرو بودند گفتارى را آورده كه معناى آن براى آنها مفهوم بود در عين حال از آوردن مانند آن ناتوان ماندند وانگهى عيسى ( ع ) معجزهاش براى طبقه خاص پزشكان بود و عموم مردم در پزشكى و شفا بخشيدن بيماران هنرى نداشتند و حال آنكه تقريبا همهء افراد قبيلهء قريش در فصاحت و بلاغت سر آمد بودند و اين گويا و روشنترين معجزهء نبوت آن حضرت است .
علاوه بر اين مسأله قرآن مجيد از دو لحاظ ديگر هم معجزه است ، نخست اينكه قرآن از اخبار غيبى مربوط به زمان خود و زمانهاى بعد خبر داده است از قبيل اين گفتار الهى كه
( لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ )
« تا دين او را بر همه اديان چيره گرداند » بخشى از آيهء 28 سورهء 48 ، اين موضوع در دو آيهء ديگر هم عينا آمده است . و يا اين گفتار الهى كه
( لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ )
« هر آينه خليفه خواهد كردشان بر زمين » آيهء 55 سورهء 24 و يا اين گفتار و پيش گويى
( وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ )
« و ايشان پس از مغلوب شدن در چند سالى پيروز مىشوند » بخشى از آيهء 2 سورهء 30 ، و اين اخبار بعدها همانطور كه قرآن گفته است محقق شده است و پيامبر ( ص ) نه ظاهرا علم نجوم ميدانست و نه از كهانت خبرى داشت حتى با آنها همنشينى هم نميكرد . دوّم آنكه اخبار كاملا صحيحى از گذشتههاى بسيار دور داده است كه هيچيك از اهل كتابهاى آسمانى آنها را رد نكرده است و در اينكه پيامبر امّى بوده و كتاب نمىخوانده و خط نمىنوشته است هم اختلافى نيست ، و چون برخى از كافران اظهار داشتند كه آن مطالب را كسى به پيامبر آموخته است خداوند متعال اين موضوع را ردّ نموده و مىفرمايد
( لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ )
« زبان كسى كه اين گفتار را به او نسبت مىدهند زبان غير از عربى است و حال آنكه اين زبانيست عربى روشن » بخشى از آيهء 103 سورهء 16 ، مفسران در اين باره گفتهاند كه ابن حضرمى دو غلام مسيحى داشت كه كتابهاى خود را به زبان رومى يا عبرى ميخواندهاند و پيامبر پيش آنها ميرفته و با آنها گفتگو مىكرده و قرآن به آنها تعليم ميداده است و مشركان مىگفتند پيامبر اين مطالب را از آن دو نفر آموخته است ،