تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
( 1 ) رجوع شود به تفسير مجمع البيان در مورد شأن نزول اين آيه و آيه قبل از آن كه به تصميم بنى مخزوم در مورد كشتن رسول خدا اشاره كرده است ، و در تفسير ابو الفتوح رازى ذيل اين آيه شرح بيشترى داده شده است كه ابو جهل و مردى ديگر تصميم به كوبيدن سنگ بر سر پيامبر ( ص ) در حال سجده گرفتند و دست ابو جهل خشك شد . 57 صفحه 287 « اعتراف مشركان قريش به اعجاز قرآن . . . » روايت اول و دوّم با اندك اختلافى در صفحات 27 و 28 اعلام الورى طبرسى و صفحات 58 و 59 و 60 ترجمه آن آمده است و به نقل از اعلام الورى در صفحات 211 و 212 ج 17 بحار درج است . در تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيه 91 و 92 سوره 15 حجر هم به برخى از روايات اشاره شده است گفتار عتبة ( كه در متن بيهقى مكرر به صورت عقبه ضبط شده و احتمالا اشتباه چاپ است ) با حضرت ختمى مرتبت ( ص ) هم در ذيل تفسير سوره فصلت آمده است رجوع شود به ص 12 ج 10 تفسير ابو الفتوح رازى . 58 صفحه 294 « ذكر اسلام ابو ذر و آنچه در داستان اوست » . در منابع قديمى تا آنجا كه توانستم بررسى كنم داستان ابو ذر رضوان الله عليه به اين شرح در طبقات ابن سعد آمده است ( صفحات 161 تا 163 بخش اول جلد چهارم چاپ ادوارد زاخاد بريل 1321 ه . ق ) و خيال مىكنم همين طبقات منبع اصلى ابو عبد الله حافظ هم بوده است . در منابع شيعى با آنكه مرحوم علامه مجلسى در بحار ( باب 12 ج 22 چاپ آخوندى ) به طور مشروح در چهل و چند صفحه از 393 تا 437 اخبار مربوط به ابو ذر و علو مقام او را آورده است اين مطالب نيامده است ، در منابع اختصاصى مربوط به اصحاب رسول خدا ( ص ) مانند اسد الغابه ابن اثير ( ذيل كلمه جندب ص 301 ج 1 ) هم مطالب محمد بن سعد در طبقات و بيهقى در دلائل النبوه نيامده است . در ميان متاخرين مرحوم محدث قمى ( حاج شيخ عباس ) در الكنى و الالقاب ص 70 ج 1 و در منتهى الآمال صفحات 84 تا 86 و سپهر در ناسخ التواريخ ص 499 تا 501 خلفا ، اشاره‌يى به اين مطالب ندارند . 59 صفحه 297 « اسلام حمزه بن عبد المطلّب . . . » مرحوم طبرسى قدس سره در كتاب اعلام الورى نظير اين روايت را از على بن ابراهيم بن هاشم نقل مىكند و اشعارى از ابو طالب رضوان الله عليه را در اظهار شادى از اسلام حمزه نقل مىكند رجوع شود به ص 31 و 32 اعلام الورى و ص 69 ترجمه آن . اسلام حمزه را مرحوم مجلسى در سال ششم بعثت مىداند و مىگويد « در سال ششم بعثت حمزة و عمر مسلمان شدند و هم گفته‌اند در سال پنجم بعثت بوده است » ص 241 ج 18 .