( 1 ) گويى به همهء آيات دست يافته است ، و هر قدر حالات مختلف نفسانى وجود داشته باشد و بين مادّه و روح و واقعيت و خيال گرفتار باشد باز هم در اين آيات كليدهاى رستگارى نهفته است .
آياتى در قرآن هست كه رازهاى نهانى آسمان و فلك را بازگو مىكند ، آياتى ديگر نمودارى از اسرار حكمت و تاريخ و داستانها و علم الاخلاق است و خواص مادّه و حيات را بيان ميدارد آيات ديگرى نمايشگر حقيقت زندگى اين جهان و آن جهان است ، همه كس مجذوب كشش آيهاى از آيات قرآن قرار ميگيرد كه اعماق روح و نواى جان را باهتزاز در ميآورد و آرام ميگيرد ، خلاصه قرآن با دلائلى كه در طول زمان باقى خواهد ماند نازل شده است و در عين حال كه متناسب با فطرت و عقل همهء طبقات است انسان را در كمال مهر و بردبارى به راه راست و خير دعوت مىكند و دلايل ديگرى هم براى اقامهء حجّت و حقانيت حساب عرضه ميدارد .
پيش از آنكه دربارهء آسمانى بودن قرآن به اقامهء دلايل علمى و عقلى و تاريخى بپردازيم اشاره به حقيقت ديگرى كه غير قابل انكار است لازم به نظر ميرسد كه نبايد آن را ناديده گرفت و آن اين است كه قرآن بر مردى كه درس نخوانده است نازل شده است و ميان امتى نازل گرديده كه هيچ رابطهاى با خواندن و نوشتن نداشته و هيچيك از كتب و بحثها و موضوعات درسى را نمىشناخته است ، مردمى كه در صحرايى دور افتاده كه در آن هيچگونه پيوندى با علوم مادّى و طبيعى وجود نداشته زندگى ميكردند حتى سادهترين مقدمات تمدن و علوم قديم را كه در عراق و ايران و مصر و يونان متداول بوده است نميدانستهاند .
ميان چنين مردمى كه نسبت به همه چيز نادان بودند نه از مباحث علمى و تجربى و نه از فلك شناسى و كرويت زمين و تأثير وزش بادها و طبقات جوّى اطلاعى داشتند و نه از تاريخ بشرى و نظم اجتماعى ، مردى درس نخوانده كه چوپانى گوسپندان را عهدهدار بوده است با كتابى محكم ظاهر مىشود كه قرآن است و چنان اصول كلى همه علوم و معارف به صورت مجمل و گاه به صورت مفصل
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧