را براى فهم و اطلاع هر كس با زبانى ساده و روزمره بدون در نظر - گرفتن تصنع و سجع و غيره آغاز كردم و چون به مسكن مألوف يعنى دار السلطنهء استانبول و اصل شديم بلا و محنت و قصهء پر غصه ما به انجام رسيد .
هرچند بخاطر شدائدى كه ديديم و آنچه بر سر ما گذشت مىبايست نام اين كتاب « محنتنامه » مىبود . ولى چون اوضاع و احوال هر شهر و ديار در اين كتاب بيان شده است نام كتاب « مرآت الممالك » ( آئينهء كشورها ) مناسبتر آمد .
از ياران فيض رسان و اخوان كتابخوان خواهش آنكه چون اين كتاب را از نظر بگذرانند و بخوانند اين سرگردان وادى هجران و و اين غريب نالان و گريان و بندهء عاجز و ناتوان را بدعاى خير ياد كنند و دل غمگين ما را شاد گردانند .
لمؤلفه
هر كيشى ايستر قويه عالمده آد * خير ايله تاكيم قيلالر آنى ياد
سرگذشتم بن دخى ذكر ايتدو كم * بر دعا ايله آكلمقدر مراد « 1 »
هامش
( 1 ) - معنى اشعار چنين است :هر كس ميخواهد در عالم نامى از خود بگذارد * تا او را به خير ياد كنند
من نيز اينك سرگذشت خود را نوشتم * مرادم اينست كه به دعا يادم كنند .