فرصت براى ملاقات و درك فيض روحانيان و عالمان زنده و زيارت قبور مقدسان و مشايخ و صوفيان گذشته مىرفته است .
بدينگونه است كه در مشهد به زيارت مرقد حضرت امام رضا رفته و مبلغ قابل ملاحظهاى هم نذر كرده است . با اين همه در اين شهر برايش گرفتاريهائى پيش آمد كه تفصيلش در كتاب آمده است .
خوشبختانه آمدن او به ايران مصادف بازمانى بود كه شاه طهماسب صفوى و سلطان سليمان عثمانى به يك دوره از جنگهاى خود پايان داده بودند و با پيمان صلحى كه بسال 963 هجرى در شهر آماسيه منعقد شده بود صلح كرده بودند و سيدى على توانست به سلامت از ايران بگذرد .
احتمال دارد كه سيدى على با تجربهء تلخى كه از قتل پيرى رئيس و خلع مراد رئيس فرماندهان پيشين ناوگان مصر داشته در اين كتاب كوشيده است حوادث را به صورتى نقل كند كه بنفع خودش باشد و بتواند او را از خشم سلطان سليمان محفوظ نگاهدارد .
شايد هم به همين جهت از اميران و پادشاهانى كه با ايشان ملاقات ميكرده است نامهها و سفارش نامههائى مىگرفته است كه در آنها اظهارات خود او تأييد مىشود .
دو نمونه از اين نامهها كه يكى از طرف « همايون » پادشاه هند و ديگرى از طرف شاه طهماسب صفوى براى سلطان سليمان نوشته شده و بوسيله سيدى على ارسال گشته است بعنوان ضميمه در آخر كتاب نقل شده است .
در متن كتاب ملاحظه مىشود كه سيدى على به سه لهجه مختلف
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: محمود تفضلى
ص١٩