هامش
- وساعتي مدهوش شد ، چون به هوش بازآمد ، حسين را مىبوسيد وآب از ديدههايش مىريخت ومىفرمود كه : « اى فرزند ! ميان من وكشندهء تو مقامي خواهد بود نزد خداوند عالميان . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 556
ايضاً از عمر بن هبيره روايت كرده است كه گفت : روزى ديدم حضرت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را كه حسن وحسين را در دامان خود نشانيده بود ، وگاهى اين را وگاهى آن را مىبوسيد ، وبه امام حسين عليه السلام مىگفت : « واي بر كسى كه تورا به قتل رساند . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 575 - 576
وديگر در كتاب مثير الأحزان از ابن عباس مروى است كه مىفرمايد : آن گاه كه مرض رسول خدا به شدت مىشد ، ودر آن مرض درمىگذشت ، حسين عليه السلام را بر سينهء مبارك چفسانيده بود وعرق بدنش بر حسين سيلان داشت ، وبذل جان مىفرمود ومىگفت : « مالي وليزيد ، لا بارك اللَّه فيه ، اللَّهمّ العن يزيد . »
اين بگفت ولختى مدهوش بود . چون به هوش آمد ، حسين را ببوسيد وآب چشمش بر روى مبارك بدويد وفرمود : « أما إنّ لي ولقاتلك مقاماً بين يدي اللَّه عزّ وجلّ . »
يعنى ، « آگاه باشيد كه داورى من با كشندهء حسين در پيش روى خداوند خواهد بود . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 309
وديگر سند به ابىجعفر عليه السلام منتهى مىشود . مىفرمايد : وقتي حسين عليه السلام بر رسول خداى درآمد ، أو را بگرفت وبه سوى خود كشيد . وأمير المؤمنين علي عليه السلام را فرمود : « اورا نگاه بدار . »
پس اورا بوسه داد وبگريست . حسين عرض كرد : « اى پدر ! اين گريه چيست ؟ »
فيقول : « يا بنيّ ! اقبِّل موضع السّيوف وأبكي . »
عرض كرد : « اى پدر ! من كشته مىشوم ؟ »
فرمود : « سوگند با خداى تو كشته مىشوى ، وپدرت وبرادرت نيز كشته مىشوند . »
عرض كرد : « متفرق خواهيم بود ؟ »
فرمود : « پراكنده مىشويد . »
عرض كرد : « پس كدام كس از أمت تو به زيارة ما مىآيد ؟ »
قال : « لا يزورني ولا يزور أباك وأخاك وأنت إلّاالصِّدِّيقون من امّتي . »
فرمود : « زيارة نمىكند مرا وزيارة نمىكند پدر تورا وبرادر تورا مگر صدّيقون أمت من . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 310 - 311