هامش
- پس آن حضرت خوابگاه شتران أهل بيت وفرودگاه احمال وأثقال ايشان وجاى سيلان خون شهدا را بنمود ، آن گاه فرمود : « طوبى لك اى خاك كه جاى سيلان خون دوستانى . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 329
وهمچنان نصر بن مزاحم به أستاذ خويش حديث مىكند كه : « چون أمير المؤمنين وارد كربلا شد ، به دست مبارك اشاره همىكرد وهمىفرمود : ههنا ههنا : يعنى ، اين جاست اين جاست .
مردى گفت : يا أمير المؤمنين ! اين چيست مىفرمايى ؟
فرمود : ثقلي از آل محمد ، در اين جا نزول مىكند . فويلٌ لكم منهم وويلٌ لكم عليهم . پس واي از ايشان بر شما وواي از شما بر ايشان .
عرض كرد : كلام نخستين را فهم كردم ، اما جملهء ثاني را ندانستم .
فرمود : ترونهم يُقتلون ولا تستطيعون نصرهم .
يعنى : « مىبينيد ايشان را كه قتال مىدهند وكشته مىشوند ، وايشان را نصرت نتوانيد كرد . »
وبه روايتي فرمود : « فويلٌ لهم منكم وويلٌ لكم منهم ، مردى گفت : يا أمير المؤمنين ! معنى اين كلام چيست ؟
فرمود : معنى كلمهء أول اين است كه شما ايشان را به قتل مىرسانيد ، ومعنى كلمهء ثاني اين است كه به سبب قتل ايشان ، خداوند شما را به دوزخ مىافكند . »
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 2 / 25 - 26
وهم از روايات نصر بن مزاحم است كه مىگويد : « وقتي أمير المؤمنين به ارض كربلا درآمد ، مردى عرض كرد : هذه كربلاء ؟ قال : ذات كرب وبلاء .
آن گاه با دست مبارك به موضعي أشارت كرد : فقال : ههنا موضع رحالهم ومناخ ركابهم ، وأومأ بيده إلى موضع آخر ، فقال : ههنا مهراق دمائهم .
جاى فرود شدن أهل بيت وموضع خوابگاه شتران ايشان وجاى شهادت ايشان وريختن خون ايشان را يك يك باز نمود . آن گاه فرمان كرد تا لشگر از دشت كربلا باربر بستند وبر نشستند وراه در نوشتند تا به ساباط مداين رسيدند . »
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 2 / 27