تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
هامش
- علي بن محمد ، مؤتمن است . وبعد از أو حسن بن علي علّام است . وبعد از أو آن كسى است كه در پشت سر أو عيسى بن مريم نماز خواهد كرد . پس حضرت فاطمه عليها السلام از گريه ساكن شد . پس جبرئيل پيغام دردائيل را به آن حضرت رسانيد . بيان كرد بلايى را كه أو مبتلا گرديده است . پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم حضرت امام حسين عليه السلام را بر روى دست گرفت . وآن حضرت را [ كه ] در جامهء پشمينه اى پيچيده بودند ، به سوى آسمان بلند كرد . گفت : خداوندا ! به حق اين مولود بر تو . پس فرمود بلكه به حق تو بر اين مولود وبر دو جد أو محمد وإبراهيم وبر إسماعيل وإسحاق ويعقوب كه اگر حسين را نزد تو قدرى هست ، راضى شو از دردائيل . پس حق تعالى دعاى آن حضرت را مستجاب كرد وآن ملك را آمرزيد وبال‌هاى اورا به أو برگردانيد واورا در مقام خود در صف هاى ملائكة جا داد . وآن مَلك را در آسمان‌ها به اين مىشناسند كه مىگويند ، آزاد كردهء حسين است . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 481 - 483 در اكمال الدين سند به ابن عباس منتهى مىشود كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « خداوند را فرشته‌اى است كه اورا دردائيل نام است . وأو شانزده هزار بال دارد ، واز هر بالى تا بالى پانصد سأله راه است ، وآن مقدار فضاى ميان آسمان وزمين است . وآن فرشته را روزى در خاطر خليد كه : از پروردگار ما شيئى رفيع تر تواند بود ؟ چون مكنون خاطر أو در حضرت يزدان مكشوف بود ، بال هاى اورا دو چندان كرد ، تا صاحب سى ودو هزار بال گشت . پس حكم داد تا صعود گيرد وپرواز كند . پانصد سال بپريد وسرش به قائمهء عرش نرسيد . آن‌گاه از خداوند به سوى أو خطاب رفت كه : يا أيُّها المَلَك عُدْ إلى مَكانِكَ فأنا عظيمٌ فوقَ كُلِّ عظيمٍ ، وليسَ فوقي شيءٌ ولا أوصَفُ بمكانٍ . يعنى : اى فرشته ! باز شو به مكان خود كه من بزرگ تر از هر بزرگى هستم ونيست رفيع تر از من چيزى . وبه مكاني وحدى موصوف نمىشوم . پس خداوند بال‌هاى اورا از تن باز كرد ومقام اورا از صفوف فريشتگان فرود آورد . وگاهى كه حسين ابن علي عليهما السلام متولد گشت ، در عشيهء پنج شنبه شب جمعه ، خداوند به فريشته‌اى كه گنجور آتش بود ، وحى فرستاد كه : آتش دوزخ را از دوزخيان فرو نشان ، از براي كرامت مولودى كه از براي محمد متولد گشت . آن گاه به رضوان كه گنجور جنان است ، آگهى رفت كه : جنت را به زينت كن وپاكيزه نماى ، براي كرامت اين مولود در اين جهان . وحور العين را وحى كرد كه : زينت به زيادت كنيد ، از براي كرامت اين مولود كه از براي محمد در دنيا به وجود آمد . وملائك را فرمان كرد كه : به صف ايستاده شويد ورده بنديد وبه تسبيح وتحميد وتمجيد وتكبير مدت به پاى بريد ، از براي كرامت اين مولود در دنيا . وجبرئيل را وحى فرستاد كه : فرود شو به سوى محمد با هزار گروه از فريشتگان كه در هر گروه هزار -