هامش
- بيرون از آن طمع وطلب بندند ، خوار وبيهوده گردد وچون زمان پايان گرفت ومدت ونوبت اقبال سپرى گرديد ، مرگ وتباهى در حيلت وتدبير است ؛ يعنى به هر حيلت ومكيدتى براي سلامت وآسايش وبقا وآرامش خويش چنگ درافكند ، آن حيلت خود أسباب تباهى وهلاكت خواهد بود .
اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمود : چه خوب گفته است پدرت كه همانا أمور در پنجهء تقدير آنگونه ذليل ورنجور است كه مرگ در چيزى است كه براي خود اندازه وتدبير گيرند . »
روشن باد كه در زمان ولادت ومدت زندگى آن حضرت ، اختلاف بسيار كردهاند ؛ لكن نمىشايد كه شهربانو را در زمان عمر بن الخطاب أسير كرده باشند . اگر گويند : « چه زيان دارد در عهد عمر أسير شده باشد واز آن پس با حضرت سيدالشهدا سلام اللَّه عليه پيوسته باشد » ، با آن مجلس ومكالمهء اميرمؤمنان واختيار نمودن أو سيدالشهدا را با زمان عمر درست نمىآيد ؛ زيرا كه ولادت آن حضرت چنان كه نگارش يافت ، در سال سى وهشتم هجرى بود واين وقت ساليان دراز از مرگ عمر به پايان رفته بود .
همچنين در روايتي كه از طبري مرقوم گرديد ، بيرون از تأمل نشايد بود . چه در آنجا كه مذكور افتاد ، عمر عرض كرد : « من نيز از بهرهء خود كه در دختر يزدجرد داشتم بگذشتم » ، وهمچنين : « حق وبهرهء آن كسان را هم كه در وى دارند وموهوب 16 نگشته بخشيدم » ، با عقيدت مردم شيعي منافى است . چه اين بخشايش منحصر به ولى پروردگار وخليفهء محمد مختاراست . چگونه ديگرى آن كار تواند وديگران پذيرفتار خواهند شد ؟
1 . خداى را از بندگانش ، دو گروه مختار وبرتر مىباشند ؛ از عرب قريش واز غير عرب پارس .
2 . ربيب : پرورده .
3 . فتاة : كنيزك .
4 . عاق : كسى كه نافرمانى پدر يا مادر كند وآنان را برنجاند .
5 . سماط : سفره وبساط .
6 . جواري ( جمع جاريه ) : كنيزك .
7 . الأحزاب ( 21 ) : همانا بر شما باد پيروى ومتابعت نيكويى از برگزيدهء خدا .
8 . سقايت : سيراب كردن .
9 . الانعام ( 115 ) : سخن وكلمه پروردگارت براستى ودرستى پايان پذيرفت ودگرگون كننده براي كلمات أو يافت نمىگردد واوست شنواى دانا .
10 . همانا مادر جانشينانى است كه فرزندانى پاك وپاكيزهاند .
11 . گرايان : مشتاق ومايل .
12 . اكاسره ( جمع كسرى ) : خسرو ولقب پادشاهان ساسانى . -