هامش
- بالجملة ، در شب عاشورا حسين عليه السلام تا بامداد با أصحاب راكع وساجد وقائم وقاعد بودند وخداى را به ستايش ونيايش ياد مىكردند وبه تسبيح وتهليل مشغول بودند .
1 . اصغاء : گوش دادن .
2 . فريداً ، وحيداً ، تنها : يك تنه .
( 3 - 3 * ) [ قريب به اين مطلب در كتاب ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 108 - 109 نيز آمده است ] .
4 . كشتن شرعي شتر را « نحر » گويند وطريقهء آن ايناست كه دستهاى أو را مىبندند وكاردى به گلوگاهش فرو مىبرند .
5 . عدت ( به كسر عين ) : افراد سپاه ؛ وبه ضم عين : اسلحه وأسباب جنگ .
6 . منيف ، اسم فاعل از انافة : عالي ، بلند .
7 . اقتحام : بازحمت خود را در كارى انداختن .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 2 / 219 - 224
حسين بن همدان حضينى به سند خود از أبى حمزهء ثمالى وسيّد بحراني بىذكر سند از أو روايت كردهاند كه گفت : از علي بن الحسين عليه السلام شنيدم ، مىفرمود : شبِ آن روزى كه پدرم شهيد شد ، خويشان ويارانش را جمع كرد وبه آنها فرمود : « اى خاندان وشيعيانم ! اين شب را چون شترى رهوار به حساب آريد وخود را نجات دهيد . جز شخص مرا نخواهند واگر مرا بكشند ، در فكر شماها نباشند . خدا شما را رحمت كند . نجات يابيد . بيعت را از شما برداشتم وپيمانى كه با من بستيد ، وا گذاشتم . »
برادران وكسان ويارانش يكزبان گفتند : « به خدا اى آقاى ما ، اى ابا عبداللَّه ! تو را هرگز وا نگذاريم . مردم گويند امام وبزرگ وآقاى خود را تنها گذاشتند تا كشته شد . ميان خود وخدا آزمايش دهيم وعذر جوييم وتو را رها نكنيم تا قربانت شويم . »
فرمود : « من فردا كشته مىشوم وشما همه با من كشته مىشويد واحدى از شما نمىماند . »
گفتند : « حمد خدا را كه ما را به يارى تو گرامى داشت وبه كشتن با تو شرافت داد . ما نپسنديم كه با تو همدرجه باشيم ، يا ابن رسول اللَّه . »
فرمود : « خدا به شما جزاى خير دهد ! »
وبر آنها دعا كرد . صبح كه شد ، أو وهمه كشته شدند .
قاسم بن حسن عرض كرد : « من هم در كشتگانم ؟ »
بر أو رقت كرد وفرمود : « پسر جانم ! مرگ نزد تو چگونه است ؟ »
گفت : « از عسل شيرينتر . »
فرمود : « آرى ! به خدا عمويت قربانت ، تو هم يكى از آن مردانى كه با من كشته مىشوى ؛ پس از آنكه سخت گرفتار شوى . پسر كوچكم عبداللَّه هم كشته مىشود . »
گفت : « عمو جان ! به زنان هم مىرسند تا آن كودك شيرخوار را بكشند ؟ » -