هامش
به هلاك ودمار دچار داشت ، شما را اى بنى عبد المطلب بگرفتند وخونخواهى كردند وخوار ساختند ، آيا افعال پدر تو وآن كسان را كه از مردان ما در بدر وحنين بكشت ، فراموش خواهيم كرد ؟ »
« فقالت أمّ كلثوم : يا بنت من خبث من الولادة والأولاد ! وابنة آكلة الأكباد ! لسنا كنسائهم المشهورات بالزِّنا والخنا ، ولا رجالنا العاكفين على اللّات والعزّى أليس جدّك أبا سفيان الّذي حزّب على الرّسول الأحزاب ، أليست أمّك هذه باذلة نفسها لوحشيّ وآكلة كبد حمزة جهراً ؟ أليس أبوك الضّارب في وجه إمامه بالسّيف ؟ أوَليس أخوك قاتل أخي ظلماً ، وهو سيِّد شباب أهل الجنّة ، وهو أهل الكتاب والسّنّة وابن بنت الرّسول المخدوم بجبرائيل وميكائيل ؟ وكثير ما ملكتموه في الدّنيا فانّه في الآخرة قليل » .
حضرت امّ كلثوم أوصاف رجال وزنان واعمال ناروا ومحاربت با رسول ومقاتلت با سيف اللَّه مسلول وقتل حمزه سيّد الشهدا سلام اللَّه عليهم را باز گفت وفرمود : « أموال دنيا هرچند كثير نمايد ، در آخرت به چيزى شمرده نيايد . »
شعبى مىگويد : « هند را چنان زبان قطع شد كه ديگر سخن نكرده . » إلى آخر الحكاية .
1 . سمات جمع سمه : علامت وآيت .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 457 - 458
ودر روايت شيعي مذكور است كه از آن پس يزيد فرمان كرد تا علي بن الحسين را بروى در آورند . پس آن حضرت را در آوردند وجماعت نسوان از دنبال آن حضرت بودند . يزيد گفت : « اى پسر ، تو كيستى ؟ »
علي بن الحسين فرمود : « أنتَ أعرَف النّاس بي ، أنا عليّ بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب ؛ تو از جمله مردمان ، مرا نيكتر مىشناسى . من علي بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب هستم . »
يزيد گفت : « مگر نه آن بود كه علي بن الحسين كشته شد ؟ »
قال : « ذاك عليّ الأوسط ؛ فرمود آن كه شهيد شد ، على أوسط بو . »
يزيد گفت : « يا علي ! تو را نيز براي قتل در اين جا آوردهاند . »
آنگاه به قتل آن حضرت فرمان كرد وآن حضرت را بيرون بردند تا به قتل رسانند . زينب صيحه بر كشيد : تو را به كجا مىبرند ؟ »
فرمود : « براي مقتول ساختن » .
اينوقت امّ كلثوم وحضرت زينب صيحه برآوردند : « اى يزيد : آن خونها كه از ما بريختى ، تو را كافى است . تو را به خداى سوگند مىدهيم ، اگر أو را مىكشى ، ما را نيز بكش . »
يزيد فرمان كرد تا آن حضرت را بازآوردند . آنگاه گفت : « يا علي ! پدرت آن اراده داشت كه أو را أمير المؤمنين بخوانند . پس خداى أو را از پاى درافكند واز بيخ برانداخت ومرا مالك الرقاب 1 شما گردانيد 2 . پس أموال شما را مأخوذ ورجال شما را مقتول وزنان شما را أسير واحدوثهء 2 شما را باطل ساختم . »
علي بن الحسين عليهما السلام در پاسخ فرمود : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . « ما أصابَ من مُصيبَةٍ » إلى آخرها . »
يزيد سر خويش بلند كرد وفرمان كرد تا آن حضرت را گردن بزنند وآن حضرت را از پيشروى -