پاورقی
- ناهنجارى آورديد كه بسا آسمانها از هم فرو ريزد وزمين بپاشد وكوهها با خاك يكسان شود . به پيمانه روى زمين وگنجايش آسمانها عروس عمليات شما بىمو ، بىسابقه ، بدنما ، كور وزشت وكجخلق است . تعجب مىكنيد ؟ اگر كه آسمان خون بارد ، عذاب براي آخرت رسواكنتر است وآنان ياورى نجويند . مهلت شما را سبكسر نكند ؛ زيرا كسى بر خداى عز وجل پيشدستى نتواند وخونخواهى از أو فوت نشود . نه ، هرگز ! پروردگارت براي ما وآنان در كمين است . »
سپس ، اين شعرها را سرود :چه گوييد ار پيمبر از شما پرسيد اى ملت * چهكارى از شما سرزد كه بوديد آخرين أمت ؟ !
به أهل بيت وأولاد وعزيزانم چهها آمد * كه بر خيشان أسير وجمع ديگر در غرقه خونند وبىعزت
نبود اين مردم ار كردم وصيت با شما از دل * كه بدرفتار با أولاد من باشيد وبىحرمت
همى ترسم كه آيد بر شما اى مردم كوفه * عذابي ريشه كن چونان ارم ويران ودر ذلتسپس روى از آنان برتافت .
حذام گويد : ديدم همه مردم سرگردان شدند وانگشت پشيمانى مىگزند . شيخى در پهلوى من گريه سر داده بود تا ريشش از اشكش خيس شده بود ودستها به آسمان برداشته بود ومىگفت : پدر ومادرم قربانشان كه پيرانشان برگزيدهء پيرانند وجوانانشان برگزيدهء جوانان وزنانشان برگزيدهء زنان فأميل وفضلى بس عظيم وگرامى دارند . سپس سرود :بهترين پيران بود پيرانشان ونسلشان * چون شود سنجيده كي رسوا وبن كن مىشودعلي بن الحسين عليه السّلام فرمود : « عمه جان ! بس كن از گذشته . بايد براي آينده عبرت گرفت . تو بحمد اللّه نياموخته دانش اندوختى واز پيش خود دلى بينا دارى . براستى گريه وناله ، از دستشدگان را برنگرداند ، زينب خاموش شد وآن حضرت فرود آمد وچادر زد وزنان را پياده كرد وبه چادر درآمد .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 184 - 187
به روايت ابن أثير جزرى أهل بيت را در روز دوازدهم ابن سعد به جانب كوفه كوچ داد مانند اسراى ترك وروم . [ در اينجا به دليل تشابه زياد ترجمهء خطبه حضرت زينب عليها السّلام وشرح لغات آن با ترجمهء مفصّل كتاب ناسخ التواريخ ، وخوددارى از تكرار ، اين مطلب از كتاب رياحين الشريعة ذكر نشد وبه ص 869 تا 882 مراجعه شود ] .
ودر ناسخ گويد : مردم كوفه چون اسرا وسرها را فراز نيزهها بديدند وزنان وكودكان را بدان حال نگران شدند ، يكدفعه صداها به گريه بلند كردند وهمى بگريستند ونوحه كردند وموها پريشان ساختند و -