ابن الرّازي ، جامع الأحاديث ( كتاب المسلسلات ) ، / 250 - 251 - عنه : المجلسي ، البحار ، 65 / 76 - 77 ؛ المقرّم ، السّيّدة سكينة ، / 149 - 150
أخبرنا أبو بكر محمّد بن عبد الباقي ، أنا أبو الحسن عليّ بن إبراهيم بن عيسى - قراءة عليه وأنا حاضر - نا أبو بكر بن مالك - إملاء - نا محمود بن محمّد الواسطيّ - بواسط - نا أبو سعيد الأشجع ، نا تليد بن سليمان ، عن أبي الحجّاف ، عن محمّد بن عمرو الهاشميّ ، عن زينب بنت عليّ ، عن فاطمة بنت محمّد صلّى اللّه عليهما ، قالت : نظر النّبيّ صلّى اللّه عليه واله إلى عليّ فقال : « هذا في الجنّة » .
ابن عساكر ، تاريخ دمشق ، 45 / 253 رقم 9638
ومنها : ونقلت من كتاب « اليواقيت » لأبي عمر الزّاهد ، عن ليلى الغفاريّة قالت : كنت امرأة أخرج مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله أداوي الجرحى ، فلمّا كان يوم الجمل أقبلت مع عليّ عليه السّلام ، فلمّا فرغ دخلت على زينب عشيّة فقلت : حدّثيني ، هل سمعت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله
هامش
- دختران موسى بن جعفر عليه السّلام نقل مىكنند كه گفتند : فاطمه دختر امام صادق عليه السّلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السّلام از فاطمه دختر سجاد عليه السّلام از فاطمه وسكينه دختران امام حسين عليه السّلام از امّ كلثوم دختر أمير المؤمنين سلام اللّه عليه بر ايمان حديث كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه واله فرمودند :
چون به آسمان رفتم ، وارد بهشت شدم . پس در مقابل قصرى از مرواريد سفيد ميان تهى ديدم كه بر آن دربى - كه بالاى آن درّ وياقوت بود - قرار داشت ، بر درب پردهاى آويزان بود كه چون سرم را بلند نمودم ، بر آن نوشته شده بود : خدايى جز اللّه نيست ، محمد صلّى اللّه عليه واله پيامبر خداست وعلي عليه السّلام ولى وسرپرست مردم .
بر پرده نيز اين جمله به چشم مىخورد : خوشا به حال شيعيان على . وارد آن قصر گشتم ، پس در برابر خود قصرى ديگر ديدم از عقيق ميانتهى كه بر آن دربى از نقره قرار داشت ( ودر مقابل درب پردهاى آويزان بود ) سرم را بلند نمودم ، بر درب اين جمله را مشاهده كردم : محمد صلّى اللّه عليه واله پيامبر خداست وعلي عليه السّلام وصى مصطفى . بر پرده نيز نوشته شده بود : شيعيان على را به نطفهء پاك بشارت ده . پس وارد آن قصر گشتم ، كه ناگاه در مقابل خويش قصرى ديگر مشاهده نمودم كه از زبرجد بود واز آن زيباتر نديده بودم . بر آن قصر دربى از ياقوت سرخ قرار داشت كه بالاى آن لؤلؤ به چشم مىخورد . بر درب پردهاى قرار داشت . پرده را بالا زدم ، اين جمله را نوشته يافتم : شيعهء على همان رستگارانند . به جبريل گفتم : اين ( قصر ) از آن كيست ؟
گفت : اى محمد ! از آن پسر عمو ووصيّت علي بن أبي طالب ، مردم در روز قيامت همگى پابرهنه وعريان محشور مىشوند ، جز شيعيان على ، ومردم در صحنهء محشر به اسم مادرانشان خوانده مىشوند ، غير از شيعيان على كه به نام پدرانشان خوانده مىشوند ، زيرا آنان على را دوست داشتهاند وبدين لحاظ نطفهشان پاك گرديده است .
طارمى ، ترجمه حضرت سكينه عليها السّلام ، / 272 - 274