( كفاء ) : كفايت وبىنيازى .
( ريّه ) : سيرابى ، حالتي كه پس از آب خوردن براي انسان پيدا مىشود .
( ريبه ) : نيرنگبازى وفريبكارى .
( قارعه ) : سخت ، از شدايد روزگار .
( أماط ) : زدود .
( تمحيص ) : آزمايش .
( يرديه ) : أو را در ورطه هلاكت مىاندازد .
( حوبه ) : گناه .
[ ترجمه ]
« گواهى مىدهم كه ذات پروردگار حقيقت عدل است وعدالت مىكند ، وحاكمى است كه حق را از باطل جدا مىسازد ، وگواهى مىدهم كه محمد ( ص ) بنده وفرستادهء اوست وسرور بندگان أو . آن گاه كه خداوند آفريدگان خود را به دو گروه در آورد ، أو را در بهترين آن دو گروه قرار داد كه زناكار را در آن سهمى وفاجر را در آن بهرهاى نبود .
آگاه باشيد كه خدا ، براي خير ونيكى ، أهلي شايسته وبراي حقيقت ، پايههايى استوار وبراي أطاعت وعبادت مخلصانى قرار داده است ، براي هر كدام از شما در هنگام عبادت ، مددى از خدا مىرسد كه بر زبانها جارى مىسازد ودلها را ثابت نگه مىدارد ودر آن ، براي طالب بىنيازى ، بىنيازى وبراي آن كه خواستار بهبودى است ، بهبودى مىباشد .
بدانيد : بندگان أو كه حافظان علم اويند آنچه را كه بايد نگهدارى شود ، نگهدارى مىكنند ، وچشمههاى دانش الهى را به جريان مىاندازند ، براي كمك يكديگر با هم ارتباط دارند ، وبا محبّت ودوستى همديگر را ديدار مىكنند ، وبه وسيلهء جامهاى علم ومعرفت قلوب يكديگر را آبيارى مىنمايند ، وبا سير آبى برمىگردند ، شكّ وشبهه وبد گمانى در دل آنها راه نمىيابد ، وغيبت وبد گويى بر زبان آنها جارى نمىشود ، پروردگار مهربان فطرت وخوى آنان را بر اين ويژگيها آفريد ، لذا اين گونه با هم دوستى وارتباط دارند ، فضيلت آنان نسبت به ديگران مانند برترى بذر نسبت به دانههاى ديگر است ، كه پاك شده قسمتى از آن انتخاب و ( آنچه نامطلوب است ) بدور ريخته مىشود ، خالص بودن باعث امتياز