Skip to main content

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — Page 309

Contributors:

P.309
خودخواهى ولجاجت بخواهد از منفعت خداوندى خوددارى كند وبه غير أو متوسل شود با اين كه هيچ كس را قدرت بر آن نيست كه از زير سلطه الهى ومنافعى كه از جانب أو صادر مىشود بيرون آيد خواه از روى لجاجت باشد يا به واسطهء غنا وبي نيازى كه در خود حسّ كند . ( 41554 - 41545 )

75 - لا كفء له فيكافيه ،

كفوى ندارد كه با أو همطرازى كند وكارهاى نيك وى را جبران كند ، در عبارات گذشته بيان شد كه حق تعالى را مثل ونظيري نيست كه با وى برابرى كند واين نيز مانند آنهاست . ( 41563 - 41555 )

76 - هو المفنى لها . . . كمفقودها ،

اوست كه مىتواند أشياء را پس از هستى نابود سازد وهمان طور كه پيش نبودند قرارشان دهد ، امام ( ع ) در اين عبارات خداى تعالى را به يكى از بحث انگيزترين صفات تعريف وتوصيف فرموده است كه نابود ساختن جهان پس از هستى آن مىباشد ودر قرآن نيز اشاراتى به اين مطلب ديده مىشود ، از جمله ،
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
« 15 » » ومعلوم است كه اعاده وبر گرداندن ، موقعى صدق مىكند كه آنها را مثل أول نيست ونابود سازد ، ودر جاى ديگر مىفرمايد : « إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ « 16 » » وأمثال اينها ، وهمهء پيامبران بر اين امر اتفاق دارند ودر شريعت پيامبر خاتم نيز به اين موضوع تصريح شده وجمهور متكلمان اسلامى هم بر اين عقيدة مىباشند ، بر خلاف فلاسفه كه كليهء آنان قائل به عدم جواز اعادهء معدوم مىباشند ودر مورد فنا ونابودى عالم هستى مىگويند : موجودات مجرد وعقول ونفوس ملكوتي ونيز هيولاى عالم مادة وذرّات عناصر مادي وبالآخرة تمام آنچه كه به سبب قديم بودن علتشان قديمند و
Footnote
( 15 ) سوره أنبياء ( 21 ) آية ( 103 ) يعنى : روزى كه آسمان را مانند طومار درهم پيچيم وبه حال أول كه آفريديم ، باز گردانيم . ( 16 ) سوره انفطار ( 82 ) آية ( 1 و 2 ) يعنى : هنگامى كه آسمان شكافته شود وستارگان فرو ريزند .