قسمت سوم خطبه
وَلَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً - فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَخَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ - فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَأَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا - فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَعَلَا سَنَاهَا - وَاسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ ( 6070 - 6033 )
[ لغات ]
( خزيت ) : خوار ، سبك ، بىارزش ( اهبه ) : توان رزمى بوجود آوردن ، امكانات فرآهم كردن .
( شبّ لظاها ) : آتش جنگ برافروخته شد . شبّ به صورت فعل معلوم به معنى بالا رفتن شعلههاست .
( سنّا ) : با الف كوتاه به معنى درخشش است .
( أعدّوا ) : آماده شويد .
( عدّة الحرب ) : وسايلى كه براي جنگ آماده مىشود .
( شعار ) : لباس زيرين ، زيرپوش ومشابه آن .
[ ترجمه ]
« عمرو عاص تا فرمان حكومت مصر را از معاوية دريافت نداشت با وى بيعت نكرد . دست بيعت كننده پيروز مباد وخيانت پيشهء خريدار خوار وذليل باد .
ساز وبرگ جنگ آماده سازيد وخود را براي پيكار دشمنان مهيا كنيد ، زيرا آتش جنگ افروخته شده وشعلههاى آن بالا گرفته است ، پايدارى وشكيبايى پيشه كنيد كه صبر وشكيبايى بزرگترين سبب پيروزى است » .
[ شرح ]
( 6042 - 6033 ) در اين فراز از خطبه امام ( ع ) جريان بيعت عمرو عاص با معاوية را تحليل مىكنند وچنين مىفرمايند : عمرو عاص با معاوية بيعت نكرد مگر آن كه شرط كرد براي بيعتش عوض دريافت دارد . توضيح مطلب اين است كه پس از جنگ بصره أمير مؤمنان ( ع ) در شهر كوفه فرود آمد ونامهاى به معاوية نوشت واز وى خواست كه با حضرت بيعت كند واين امر را لازم ومهم دانست .
از سوى ديگر معاوية گروهى از مردم شام را به خونخواهى عثمان دعوت