براي خلاصي يافتن از دست چنين مردمى ، دست به تضرّع ودعا براي خود ونفرين عليه آنها بر مىدارد .
در آغاز براي خود دعا مىكند كه خداوند بهتر از مردم كوفه را در دنيا وآخرت به أو عنايت فرمايد .
در دنيا انسانهاى شايستهاى هستند كه بواسطهء تفضلات حق متعال ، به نور خدا مىنگرند ، واز روى اخلاصي صدق دين حق را باور دارند .
در آخرت شايستگانى كه غرق در أنوار عظمت پروردگارند وخداوند برترين مكانهاى بهشت وبلندترين مرتبههاى كرامت وبزرگوارى خود را بدانها عنايت فرموده است .
آرى گروهى كه خداوند آنها را مورد عنايت ونعمتهاى خود قرار داده عبارتند از : أنبياء ، صديقين ، شهدا وصالحين وچه نيكوست مصاحبت وهمنشينى با آنها .
( 5827 - 5811 )
اگر منظور حضرت ، از : فابدلنى بهم خيرا . . .
خير دنيا وانسانهاى نيك ، در عوض نامردمان كوفه باشد ، به ذهن نزديكتر است ، زيرا پس از اين دعا ونفرين ، آرزو مىكند ، كه از قبيله بنى فرس ، جنگجويانى داشته باشد .
امام ( ع ) پس از دعا براي خود ، نفرين مىكند فابدلهم بي شرّا منّى ، كه خدا بر كوفيان بدتر از آن حضرت را ، مسلط گرداند . در اين عبارت اشكالى به نظر مىرسد ، كه اگر كسى بگويد : صدور چنين نفرينى از آن بزرگوار به دو صورت مشكل به نظر مىرسد :
1 - مفهوم ضمني اين نفرين اين است ، كه وجود آن حضرت شر باشد .
در صورتي كه به يقين ثابت شده است ، كه آن بزرگوار از بدى پاك ومبرّا است .
2 - چگونه ممكن است آن حضرت خواهان بديها براي بدكاران شود ؟
اشكال اوّل را شارح ، به دو وجه جواب مىدهند :