زير بيان داشته است :
1 - نتيجهء طبيعي : يعنى زمينهء كار چنان است كه به طور طبيعي اين نتيجة حاصل مىگردد . واين خود به دو صورت است .
الف : نتيجهء ذاتي : مانند استقرار يافتن جنگ در محلّى كه پس از حركت طبيعي كه ذاتا انجام داده صورت پذيرفته است .
ب : نتيجهء عرضى كه تابع همان نتيجة ذاتي است مانند آن كه سنگ از اين كه شيء در محل خودش استقرار يابد ، مانع باشد .
2 - نتيجهء ارادى : آن نيز مانند نتيجهء طبيعي به دو صورت قابل فرض است .
الف : نتيجهاى كه شخص پس از اراده بدان دسترسى يابد ، مانند مقصدى كه انسان در مسير حركت بدان مىرسد .
ب : غايتى كه لازمهء نتيجهء ذاتي ارادهء شخص است . مانند روشنايى گرفتن از چراغى كه همسايه افروخته ويا مانند مردن پرنده در دام شكارچى از جهت علاقهاى كه به چيدن دانه داشته است .
شارح بعد از بيان چهار نوع غايت وفايده مىفرمايد : « غاية » در عبارت حضرت به همين معناى چهارم است .
با اين توضيح كه محبّت دنيا وفرورفتن در خوشيهاى آن ناگزير لازمهاش رسيدن به آتش است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ
« 9 » آية شريفه ، دنيا خواه را از نعمتهاى بهشت بىبهره مىداند مگر لطف خداوند شامل حال أو شود .
در اين جا هر چند مقصود نخستين انسان ، رسيدن به خوشيهاى حاضر
هامش
( 9 ) سوره شورى ( 42 ) آية ( 19 ) : كسى كه همّش دنيا باشد به أو دنيا مىدهيم ولى از آخرت بهرهاى ندارد .