پرش به محتوای اصلی

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحه 515

پدیدآورندگان:

ص۵۱۵
وضع حمل كند وبچه را شير دهد . در اين جا بود كه عمر گفت اگر على نبود عمر هلاك مىشد ، وآن زن را رها كرد . در اين مورد روايت ديگرى نقل شده وآن اين است كه عمر فرمان داد زنى را فوراً نزد أو بياورند وآن زن حامله بود ، زن از هيبت أو سقط جنين كرد . عمر عدّه‌اى از صحابه را جمع كرد واز آنها پرسيد حكم اين موضوع چيست ؟ آنها پاسخ دادند تو مجتهدي وبه نظر ما چيزى بر تو واجب نيست . عمر به علي ( ع ) مراجعه كرد وآنچه گذشته بود وصحابه گفته بودند به آن حضرت گفت . امام ( ع ) آنچه صحابه گفته بودند ردّ كرد وفرمود : آنچه صحابه گفتند اگر از روى اجتهاد گفته‌اند اشتباه كرده‌اند واگر بدون اجتهاد گفته‌اند به تو خيانت كرده‌اند . نظر من اين است كه تو بايد يك گوسفند دية بدهى . در اين هنگام عمر گفت اى أبو الحسن مباد در مشكلى گرفتار شوم كه تو نباشى . منشأ اين احكام عجولانه جز غلبهء قوّهء غضبيّه ودرشتخويى نيست . ( 2692 - 2681 )

فرموده است : فصاحبها كراكب الصّعبة ان اشنق لها خرم وان أسلس لها تقحّم .

بنا به قولي ضمير « صاحبها » به حوزه كه كناية از طبيعت عمر واخلاق اوست باز مىگردد . مقصود اين است كسى كه با دارندهء چنين اخلاقى مدارا مىكند در صعوبت ودشوارى مانند كسى است كه بر شتر چموش سوار است . وجه شباهت اين است كه سوار شتر چموش متحمّل سختى زيادى مىشود ودر عين حال از دو خطر محفوظ نيست : اگر مهار شتر را براي كنترل بسختى بكشد ، دماغش پاره مىشود واگر مهار آن را آزاد بگذارد شتر أو را به وادى هلاكت پرتاب مىكند وچنين است حال كسى كه با فردى صاحب چنين خلق درشت معاشرت مىكند . اگر به كارهايى كه عجولانه انجام مىدهد اعتراض كند ، اين اعتراض منجر به سختى حال وفساد أحوال ميان آن دو مىشود واگر بر كارهاى عجولانه‌اش سكوت كند وأو را به حال خود بگذارد كارهايى كه أو انجام مىدهد
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحه 515 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم