تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

قاعدهء اوّل : در بارهء ألفاظ است

وبر دو قسم تقسيم مىشود

قسم أول - در دلالت ألفاظ واقسام واحكام آن است

وداراى فصلهايى است

فصل اوّل : در بارهء دلالت داشتن لفظ بر معناى خود مىباشد

ودر آن بحثهايى است

بحث اوّل : دلالت لفظ بر تمام معناى قراردادى خود ويا بر جزئي از معناى قراردادى خود

( از آن جهت كه جزئي از معناى قراردادى است ) ويا بر مفهومي خارج از معناى قراردادى كه لازمهء ذهني معناى قراردادى است ( از آن جهت كه لازم معناى قراردادى است ) مىباشد . دلالت نوع اوّل ( يعنى دلالت لفظ بر تمام معناى قراردادى ) را دلالت مطابقه گويند ، مانند لفظ « انسان » كه بر حيوان انديشمند دلالت مىكند . دلالت نوع دوّم ( يعنى دلالت لفظ بر جزئي از معناى قراردادى ) را دلالت تضمّنى گويند مانند اين كه لفظ انسان فقط بر حيوان يا انديشمند تنها دلالت كند . دلالت نوع سوّم ( يعنى دلالت لفظ بر امرى غير از معناى قراردادى ) را دلالت التزامى گويند ، مانند دلالت لفظ انسان بر خنده . در دلالت تضمّنى جمله « از اين جهت كه جزء معناى لفظ باشد » را اضافه كرديم تا موردى را كه لفظ به طور مطابقه در جزء معنا به كار مىرود از تعريف دلالت تضمّنى خارج كنيم ، مانند لفظ ممكن كه به طور مطابقه بر ممكن خاص كه جزء معناى ممكن عام است اطلاق مىشود . يعنى اگر لفظ به طور مطابقه بر جزء معنا به كار رود دلالت تضمّنى نخواهد بود . در دلالت التزامى نيز جملهء « از اين جهت كه معناى لازم لفظ است » را